فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٧ - اساتيد و شاگردان زيد در تفسير و حديث فصل چهارم
و در حديث سوم آنان را به ستارگان تشبيه كرده به اين معنا همچنان كه ستارگان مايه هدايت براى شبروان هستند، خاندان پيامبر(عليهم السلام) نيز راهنماى مردم هستند.[١]
بنابراين، آنان از علم (لدنّى) بهره مند بوده و نيازى به زانو زدن نزد كسى نداشتند و هرگز نبايد فكر كرد آن كس كه از چنين علمى برخوردار شد، حتماً پيامبر مى باشد، زيرا مصاحب موسى از چنين علمى برخوردار بود، ولى پيامبر نبود، چنان كه خدا او را چنين توصيف مى كند:
(فَوَجَدَا عَبْداً مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَ عَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ).[٢]
(در آنجا) بنده اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (وموهبتى عظيم) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.
از اين جهت، امّت اسلامى پس از درگذشت پيامبر(صلى الله عليه وآله) بايد اصول و فروع را از اهل بيت پيامبر بياموزند كه داراى چنين مقامى هستند و در حقيقت، رأس مخروط قرار گرفته و ديگران از ريزش علوم آنان بهره مند مى شوند، چه زيبا سروده شاعرى كه مى گويد:
فوالِ أناسا قولُهم و كلامُهم