فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢١١ - آمادگى براى شهادت
بودند واز نظر فرهنگ و تربيت و تفكر از ملّيت هاى گوناگون تشكيل مى شد، بهره گيرى از اين جمعيت متنوع، آن هم در راه هدفى كه در آن جانبازى مطرح است، بسيار مشكل مى نمود، ولى زيد، چون آماده شهادت بود، بيعت هاى آنان را پذيرفت، زيرا نظرش اين بود كه سكوت مرگبار را بشكند و امّت اسلامى را از خواب غفلت بيدار سازد، هر چند نتواند به همه آرزوهاى خود، برسد.
يك نگاه به شمار بيعت كنندگان و حاضران، كافى است كه نشان دهد، مردم كوفه تا چه اندازه بى تفاوت بودند و پايدارى آنان چه قدر اندك بود، دفترى كه در آن، نام بيعت كنندگان ضبط شده بود، رقم ٢٥٠٠٠ نفر را نشان مى داد، در حالى كه در روز قيام، فقط ٢١٨ نفر حضور يافتند. وقتى او درباره متخلفان پرسيد، گفتند، آنان در مسجد، محاصره شده اند. او در پاسخ گفت: سبحان الله، اين عذر بيعت كنندگان نيست!!
٣. زيد انقلابى با دولت بزرگى به نام دولت اموى، روبرو بود كه در همه سرزمين هاى اسلامى، ريشه دوانده بود و كليدهاى خير و شر دست آنها بود، در حالى كه در دست زيد، جز چيز كمى نبود. آيا صحيح است زيد با چنين دولت ريشه دار و گسترده اى درافتد، آن هم به فكر سرنگونى آن باشد!
از اين بيان روشن مى شود برخى از تاريخ نويسان كه مى خواهند انگيزه هاى انقلاب او را با امور جزئى و اختلافى كه با اميران اموى داشت، توجيه كنند، از روحيات و شرايط حاكم بر انقلاب زيد ناآگاهند و آن را ناديده مى گيرند و اين بسان آن است كه فرو ريختن كتاب هاى يك قفسه را علت زلزله بزرگى بدانيم كه در نقطه اى رخ داده است.