فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٦ - حلقات مناظره ميان اماميه و زيديه فصل بيستم
إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ * قَالَ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْم لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ هُمْ بِالاْخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ * وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِي إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِكَ بِاللّهِ مِنْ شَيءْ ذَلِكَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ عَلَيْنَا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ * يَا صَاحِبَىِ السِّجْنِ ءَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ).[١]
و دو جوان، همراه او وارد زندان شدند; يكى از آن دو گفت: «من در خواب ديدم كه (انگور براى) شراب مى فشارم.» و ديگرى گفت: «من در خواب ديدم كه نان بر سرم حمل مى كنم; و پرندگان از آن مى خورند; ما را از تعبير اين خواب آگاه كن كه تو را از نيكوكاران مى بينيم».
(يوسف) گفت: «پيش از آنكه جيره غذايى شما فرارسد، شما را از تعبير خوابتان آگاه خواهم ساخت. اين، از دانشى است كه پروردگارم به من آموخته است. من آيين قومى را كه به خدا ايمان ندارند، و به سراى ديگر كافرند، ترك گفتم (و شايسته چنين موهبتى شدم).
من از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم. براى ما شايسته نبود چيزى را همتاى خدا قرار دهيم; اين از فضل خدا برما و بر مردم است; ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمى كنند.
اى همراهان زندانى من! آيا خدايان پراكنده بهترند، يا خداوندِ يكتاى پيروز؟!»
تنها اين دو مورد نيست كه يوسف، به تعبير خواب مى پردازد، بلكه خواب
[١] . يوسف: ٣٦ـ٣٩.