فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٩ - ٧ سخن او با هشام
شهادت است، فراوان دارد، كه ما به همين اندازه، بسنده كرديم.
اينك ما به ترجمه يكى از خطبه هاى وى مى پردازيم كه هدف از آن، برانگيختن مسلمانان به خيزش در راستاى براندازى حكومت ستمگر مروانيان و بازگشت حكومت به خاندان رسالت است.
«اى مردم! خدا در هر زمانى نيكانى را برانگيخته و از ميان نيكان، بهترين آنها را برگزيده، آنجا كه فرموده است: (اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ)[١]
بنابراين خدا يكى پس از ديگرى برگزيدگان خود را اعزام مى كرد، تا اين كه پيامبر گرامى حضرت محمد(صلى الله عليه وآله)براى اصلاح مردم، برانگيخته شد. او از برترين سرزمين ها و پاكيزه ترين خاندان ها بود، آنگاه كه خدا او را قبض روح كرد،... تا آنجا كه مى گويد: قريش بر ديگر قبايل افتخار مى كند كه محمد از ماست و عجم نيز به حكم عرب گردن نهاد كه محمد از عرب بود، تا آنجا كه كلمه خدا آشكار گشت و نعمت خدا به كمال رسيد. اى بندگان خدا از مخالفت خدا بترسيد و به فرمان حق پاسخ بگوييد، به كسانى كمك كنيد كه شما را به حق دعوت مى كنند و از روش بنى اسرائيل پيروى نكنيد كه پيامبران خود را تكذيب مى كردند و فرزندان آنها را مى كشتند... آيا مى دانيد كه ما فرزندان پيامبر شما هستيم كه مورد ستم واقع شده ايم نه حق ما را به ما دادند و نه ارث و ميراث ما را در اختيار ما گذاشتند، پيوسته خانه هاى ما يكى پس از ديگرى ويران مى گشت، و احترام ما را زير پا مى گذاشتند فرزندان ما به ترس و خوف، از مادر متولد مى شدند، جوانان ما زير ستم، بزرگ مى شدند و با ذلّت مى مردند.
واى بر شما! خدا بر شما جهاد بر ضدّ ستمگران از امّت اسلامى را لازم، و
[١] . انعام: ١٢٤.