مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٩٣
آمريكا و انگليس سياست خارجى اين كشور را تحت تأثير قرار مىدهد. عربستان سعودى كه در دهههاى پنجاه و شصت شمسى نفوذ فراوانى در سياست خارجى قطر داشت، بهدليل درگيرىهاى مرزى با آن كشور، نفوذ خود را تا حدود زيادى از دست داد.
قطر به جهت پاىبندى به قوم گرايى يا ناسيوناليسم عربى، اغلب با سياست كشورهاى عرب هماهنگ است؛ ولى گاه بر پايه منافع ملّى با برخى از سياستهاى عربى و كشورهاى عربنشين مخالفت كرده است. به عنوان مثال:
١- قطر به همراه عمان، تنها اعضاى شوراى همكارى خليج فارس هستند كه بيشترين رابطه را با رژيم صهيونيستى برقرار كرده، و حتى قرارداد غزه- اريحا را مورد تأييد قرار داده است.
٢- قطر در آبان ١٣٧١ به بغداد سفير فرستاد، و از آن پس به گسترش روابط خود با عراق دست زد. در حالى كه اين اقدام به روابط قطر و كويت- عضو ديگر شوراى همكارى خليج فارس- لطمه وارد كرد.
قطر از اواخر دهه شصت شمسى/ هشتاد ميلادى با حفظ ارتباط خود با دولتهاى غربى، به بسط روابط خود با بلوك شرق پرداخت. در اين راستا، در ١٣٦٧/ ١٩٨٨ اقدام به برقرارى روابط ديپلماتيك با چين كرد و در همين سال، همكارى با روسها را شروع نمود و دو سال بعد، يك موافقتنامه اقتصادى، بازرگانى و فنى با شوروى سابق به امضا رساند. متعاقب آن، قطر با كشورهاى يوگسلاوى، چكسلواكى، رومانى و بلغارستان روابط سياسى بر قرار كرد.
قطر همكارى صميمانهاى با سازمان ملل متحد دارد. همچنين، اين كشور، فعالانه در كنفرانسها و جلساتِ جنبش عدم تعهد مشاركت مىكند. از اقدامات اوپك در تعيين قيمت نفت و ثبات اقتصادى جهان حمايت به عمل مىآورد. در تحكيم روابط خود با كشورهاى اسلامى، جهان سوّم و عرب مىكوشد و در اين راستا، در صدر كشورهاى كمك كننده به دولتهاى مذكورقرار دارد. قطر بر خلاف گذشته، از نهضتها و سازمانهاى آزادىبخش حمايت چندانى به عمل نمىآورد.