مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
در واقع در دوره ضعف به مذاكره و در دوره قدرت به سركوب كردها پرداختهاند. البته نتيجه اين دو سياست براى كردها، چيزى در بر نداشته است، ولى اجراى سياست اولى، حل مسالمتآميز و بدون خونريزى، و اجراى سياست دومى، برقرارى نظم و تلفات بسيار را براى دولتها به ارمغان آورده است.
با پيروزى انقلاب اسلامى، مسأله كردستانِ ايران كه پس از جمهورى مهاباد خاموش مانده بود، دوباره مطرح شد و به سرعت به يك بحران تبديل گشت، امّا جمهورى اسلامى به شيوهاى متفاوت با رژيم پهلوى و دولتهاى عراق و تركيه به مهار بحران كردستان همت گماشت. سياستى كه كشورمان به كاربرد، نه مذاكره (به استثناى دولت موقت) و نه سركوب بود. ايران انقلابى به تأسى از اين سخن امام خمينى (ره) كه «حساب مردم كرد از ضد انقلاب جداست»، به مذاكره با كردهاى مخالف نپرداخت، زيرا پذيرش خودمختارى و استقلالطلبى آنان، مقدمهاى براى تجزيه ايران مىشد، همچنين، نظام به سركوب مردم كرد هم دست نزد. بلكه تنها به قلع و قمع گروههاى مسلح كرد مخالف كه به جنگ نظام آمده بودند، بسنده كرد و در كنار آن به عمران و آبادانى كردستان، اعطاى حقوق شهروندى و آزادىهاى مدنى چون آزادى در تكلم، تدريس و تحرير زبان كردى پرداخت. اقداماتى كه ميل مفرط به خودمختارى كردستان را كاهش داد. «١» گروههاى سياسى كرد: پس از جنگ جهانى دوّم، جنبش كردها از جنب و جوش باز نماند. شورش كردها در عراق از ١٣٤٧ تا ١٣٥٤ ادامه يافت. در سالهاى بعد، به استثناى ادامه شورش كردهاى بارزانى، اتحاديه ميهنى كردستان در ١٣٥٥ توسط جلال طالبانى تأسيس شد. در جنگ هشت ساله عراق عليه ايران، شورش كردها شدت بيشترى يافت.
البته كردهاى عراقى قبل از روى كار آمدن حزب بعث، آزادى عمل فراوانترى داشتند، ولى پس از آن، به طور بىسابقهاى سركوب شدند. «٢» هم اكنون نيز گروههاى سياسى موجود در مناطق كردنشين به تداوم بحران كردستان كمك مىكنند، در تركيه حزب كارگران با زور اسلحه، نه تنها خواهان استقلال مناطق كرد