مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٣٣
پس از استقلال پاكستان، شيخ عبداللَّه كه حدود شانزده سال با حكومت خودكامه هرى سينگ در كشمير جنگيده بود، پيشنهاد او را براى اداره كشمير پذيرفت. ولى آنچه از وى در دوره حكومتش بر كشمير باقى ماند، بيرحمى و شقاوت بود. حتى در اين دوره، ارتش هند وارد كشمير شد و سربازان هندى، زنان زيادى را مورد تجاوز قرار داده، عده زيادى از كشميرىهاى بىگناه را كشتند و به آتشسوزى، تجاوز، غارت و قتل اقدام كردند.
در ١٣٣٢/ ١٩٥٣ «غلام محمّد» جاى شيخ عبداللَّه را گرفت، امّا حكومت او و جانشينانش نيز همراه با فساد، اختناق و سركوب مردم بود.
٣- ٤- ٦- ديگر ريشههاى بحران از ديگر ريشههاى بحران كشمير، عدم نظر خواهى از مردم كشمير براى الحاق به هند يا پاكستان است، در حالى كه همواره وعدههايى در اين باره داده شده، امّا به آنها عمل نشده است.
الف- هرى سينگ در ١٣٢٦/ ١٩٤٧ سند الحاق كشمير به هند را امضأ كرد، پس از آن، از انگليس خواست تا از او در مقابل شورش مسلمانان حمايت به عمل آورد.
«لرد مونت باتن»- آخرين نايب السلطنه انگليس در هند- در پاسخ به او نوشت: «دولت من بر آن است به محض آن كه نظم و قانون در كشمير تأمين و خاك شما از وجود مهاجمان [؟!] پاك شد، مسئله الحاق ايالت شما (به هند يا پاكستان) از طريق داورى مردم كشمير به رأى گذاشته شود.» ب- جواهر لعل نهرو از رهبران هندوستان در ١٣٢٧/ ١٩٤٨ با ارسال تلگرافى به نخست وزير پاكستان قول داد كه پس از برقرارى نظم و قانون در كشمير، تصميم در مورد سرنوشت آنجا را به مردم كشمير بسپارد.
در تداوم بحران كشمير، هند مقصر اصلى است؛ زيرا اين كشور با وجود وعدههاى اوّليه رهبرانش مبنى بر حق تصميمگيرى مردم كشمير در مورد الحاق به هند يا پاكستان، در سال ١٣٣٤/ ١٩٥٥ به سركوب رهبران و طرفداران نهضت محاذ رأىشمارى (جبهه رأىگيرى) دست زد و همچنين طى سالهاى ١٣٢٦- ١٣٣٦/ ١٩٤٧- ١٩٥٧ با همه طرحهاى سازمان ملل متحد براى حل و فصل مسالمتآميز بحران كشمير مخالفت كرد.