مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٦٦
فروپاشى شوروى سابق بود. بنابراين، عدم مداخله در امور داخلى، عدم تعرض به يكديگر، احترام به يكپارچگى ارضى اعضا، ايجاد فرماندهى مشترك نظامى و مقابله با تروريسم، همواره در گفتگوها و پيمانهاى نظامى متقابل مورد تأكيد قرار گرفت. افزون بر آن، اتحاديه بر توسعه روابط دوستانه و حسن همجوارى، رعايت و تأمين حقوق اجتماعى همه شهروندان، مقابله با جنايت، ممانعت با مهاجرت غير قانونى، جلوگيرى از توزيع مواد مخدر و تأكيد بر همگرايى سياسى و اقتصادى و توسعه دمكراسى اصرار دارد. روسيه عضو مؤثر و برتر اتحاديه به شمار مىرود، ولى اميد دريافت كمك از غرب، روابط روسيه را با اعضاى اتحاديه، تحت تأثير قرار داده است. يعنى به گونهاى عمل مىكند كه بتواند رضايت و كمك آمريكا را جلب كند.
تاكنون بخش كوچكى از مصوبات جامعه كشورهاى مستقل مشتركالمنافع به دلايلى چون برداشت متفاوت اعضا از اهداف و آينده اين اتحاديه، به اجرا درآمده است. همچنين، روند رو به رشد نفوذ روسيه در همسايگان، درگيرى نظامى و يا جنگ داخلى در ارمنستان، آذربايجان، گرجستان، تاجيكستان، و نيز، بحران چچن، حمايت روسيه از اقليت روس ساكن در جمهورىها، به ويژه در مولداوى و ... روند همگرايى را كند كرده است. همگرايى اندك و ناچيزى كه صورت گرفته است، بيشتر در بعد اقتصادى و كمتر در ابعاد سياسى و نظامى است. البته بر سر راه همگرايى بيشتر اقتصادى، موانع جدى وجود دارد كه افزايش بدهىهاى جمهورىها به روسيه، عدم هماهنگى اعضا در اجراى اصلاحات اقتصادى و تضاد منافع مالى و تجارى اعضا از آن جمله است. به نظر مىرسد همگرايى سياسى و نظامى در اين اتحاديه به علت بيم اعضا از احياى مجدد سلطه روسيه، روند كندى را طى مىكند.
در دوره حاكميت كمونيسم، تضاد عميقى بين شوروى سابق و غرب وجود داشت، ولى گورباچف دشمنى با غرب را كنار گذاشت و درصدد جلب كمك و پشتيبانى آن برآمد كه راه به جايى نبرد. يلتسين هم بر اين عقيده بود كه روسيه دشمن ندارد، بلكه روسيه بخشى از غرب و اساساً اروپايى است. حاصل اين بينش، توسعه روابط همه جانبه با آمريكا و اروپا و دنبالهروى از سياستهاى غرب بود كه مصداق بارز آن در همراهى روسيه با