مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٢
عربى منطقه، پيام و موج انقلاب اسلامى مىتوانست مخالفتهاى داخلى ضد دولتى را در كشورهاى منطقه بر انگيزد؛ مردم آن كشورها را در بهرهمندى از مزاياى يك حكومت دموكراتيك تشويق نمايد؛ تفسير جديدى از اسلام و نوعى اسلام انقلابى را توسعه دهد؛ مبانى مشروعيت آنان و حاميان خارجىشان را زير سؤال ببرد، و حتى در تهييج دشمنان خارجى چون يمن جنوبى براى حمله به كشورهاى منطقه مؤثر باشد. از اين جهت، وزراى دفاع شوراى همكارى خليج فارس در دوّمين اجلاس خود، تغيير قابل ملاحظهاى در سياستهاى دفاعى خود به عمل آوردند و به موجب آن، ايران به عنوان نخستين سرچشمه تهديد عليه امنيت كشورهاى خليج فارس در نظر گرفته شد. در واقع، آنان مىانديشيدند كه ايجاد رژيم آيتاللَّه خمينى (ره) تماماً تصوير امنيتى منطقه خليج فارس را تغيير داده است. «١» حمله شوروى به افغانستان، تلاش روسها را براى اجراى وصيتنامه پتركبير مبنى بر دسترسى به آبهاى گرم را تداعى مىكرد. در حقيقت، اين حمله به اعتقاد وزير امور خارجه عربستان سعودى نشان مىداد «كه شوروى به عصر تجاوز نظامى و امپرياليسم رو كرده است و كشورهاى خليج [فارس] بايد براى حفاظت و استقلالشان به خود متكى باشند و با تهيه سلاح، در چهارچوب يك همكارى و ارتباط منطقهاى، در جهت منافع و اهداف خود بكوشند.» به ديگر سخن، تجاوز شوروى به افغانستان حاكى از كاهش ضريب امنيتى دول عربى منطقه بود. به اين دليل، در بين كشورهاى عضوِ همكارى به استثناى كويت، هيچ كشور ديگرى تا سال ١٣٦٥/ ١٩٨٦ با روسها روابط سياسى نداشت. بنابراين، غير منتظره نبود كه هدف اصلى سياست خارجى عربستان سعودى، مخالفت با نفوذ افكار كمونيستى و برقرار نمودن يك سد محكم و استوار در برابر نفوذ شوروىها بوده باشد. «٢»