مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٠٤
خليج فارس بود. اين رقم در سالهاى بعدى به ٠٠٠، ١١ ميليارد متر مكعب افزايش يافت. «١» ٣- ٤- ٥- تاريخ و سياست با شكست امپراتورى عثمانى در جنگ جهانى اوّل و تجزيه آن، منطقه عراق در ١٢٩٩/ ١٩٢٠ به يك دولتِ تحتِ قيمومت انگليس تبديل شد. فيصل فرزند شريف حسين (فيصل اوّل) به كمك انگليسىها و به ظاهر با آراى عمومى به عنوان اوّلين پادشاه عراق منصوب گرديد و در همين سال، نام عراق بر اين منطقه گذاشته شد. ملك غازى همانند پدر، در تأسيس يك دولت منسجم ملّى و كسب مشروعيت سياسى توفيقى نيافت. در دوره سلطنت غازى دوّم (فيصل دوّم) خصومت و شكاف بين گروههاى نژادى، مذهبى و سياسى آنچنان شدت يافت كه راه را براى پيروزى كودتاى ١٣٣٧/ ١٩٥٨ عبدالكريم قاسم فراهم آورد. با استقرار رژيم جمهورى، پيوند سنتى دولت عراق با انگليس از بين رفت. قاسم با طرح ادعاهاى ارضى عليه برخى از همسايگان، مشروعيت بينالمللى عراق را كاهش داد. بعثىها كه در ١٣٤٧/ ١٩٦٨ عليه عبدالسلام عارف «٢» كودتا كردند، نيز، اختلاف ارضى با كشورهاى همسايه را دامن زدند. «٣» سياست خارجى عراق متأثر از محصور بودن نسبى عراق در خشكى، تمايل به حضور وسيعتر در خليج فارس، گرايش شديد به سياستهاى عربى (پان عربيسم)، مسأله كردهاى شمال و عدم تجانس گروههاى سياسى، مذهبى و نژادى است كه حاصل آن، اتخاذ و اجراى جهتگيرىهاى نظامى شديد در سياست خارجى است. در سياست داخلى هم استفاده از نيروى نظامى، محروم كردن گروههاى مختلف در مشاركت اجتماعى و