مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢١٧
سازمان ملل متحد موافقت نمود. بر پايه قطعنامه ٢٤٢ همه نواحى تحت اشغال اسرائيل تا ١٣٤٦/ ١٩٦٧ به رسميت شناخته شده و در قطعنامه ٣٣٨ از طرفهاى ذى نفع خواسته شده است براى استقرار صلحى پايدار و عادلانه در خاور ميانه به مذاكره بپردازند. «١» يكى از دلايل شكلگيرى انتفاضه، سازشكارى دولتهاى عربى و گروههاى فلسطينى به ويژه ساف است. انتفاضه با روش مسالمتآميز مبارزه مخالفت ورزيد، شعار فلسطين بدون اسلام را كنار گذاشت، مبارزه در بيرون مرزهاى فلسطين را به دور انداخت، آميختگى دين و سياست را در پيش گرفت و تكيه بر مردم را به جاى تكيه بر نخبگان پيشه خود كرد.
بنابراين، هيچگونه شباهتى بين انتفاضه و ساف وجود ندارد، و به همين دليل، ساف در كنترل حركت انتفاضه ناكام و ناموفق بوده است. «٢» انتفاضه در مقابل سازشكارىهاى جديد هم، سر فرود نياورده است. در آذر ١٣٧٢ قرارداد صلح غزه- اريحا بين ساف و اسرائيل به امضا رسيد. بر اساس اين قرارداد، ساف بار ديگر اسرائيل را به رسميت شناخت و اسرائيل براى از ميدان راندن گروههاى فلسطينى راديكال، اين سازمان را براى اوّلين بار به عنوان نماينده مردم فلسطين پذيرفت و به آن اجازه داد يك دولت خودمختار فلسطينى كه تنها به اداره مسائل پست، امور شهرى، منابع آبى و مانند آن بپردازد، تشكيل دهد. اين امر، با وجود گذشت بيش از يك دهه از آن، به طور كامل اجرا نشده است.
٥- ١- ٦- انقلاب اسلامى و مسأله فلسطين يك سال پس از تأسيس اسرائيل، شاه آن را به شكل دو فاكتو «٣» به رسميت شناخت. در ١٣٣٣ محمّدرضا پهلوى دستور برقرارى روابط و انعقاد نخستين قرارداد نفت با اسرائيل را صادر كرد. در ١٣٣٧ اوّلين نماينده سياسى اسرائيل وارد تهران شد، و يك سال بعد، دفتر سياسى ايران در تل آويو گشايش يافت. شاه در ١٣٤٨ آشكارا اسرائيل را به