مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٣
موجوديّت اسرائيل هستند. «فرانسوا ميتران»، رئيس جمهور اسبق فرانسه در ٢٣ شهريور ١٣٦٩/ ١٥ سپتامبر ١٩٩٠ در اين مورد گفته است:
ايران در شديدترين مرحله بنيادگرايى خود قرار داشت و اگر عراق از نظر نظامى شكست مىخورد، نيروهاى ايران در رابطه با دنياى عرب و اسرائيل در كجا متوقف مىشدند؟ بارى همين استدلال در مورد عراق صادق است. «١» ب- ساختار سياسى منطقه: كشورهاى فرا منطقهاى، به ويژه دولتهايى كه به نحوى در منطقه خليج فارس براى خود منافعى قائل هستند، ساختار سياسى خاصى را براى كشورهاى حاشيه خليج فارس مىپسندند. حكومت كشورهاى حاشيه جنوبى خليج فارس نيز، به علت فقدان مشروعيت داخلى، ناگزيرند كه بقا و حيات خود را با اتكاى به قدرتهاى خارجى حفظ نمايند.
حكومت عربستان سعودى، پادشاهى مطلقه است. بر اساس قانوناساسى آن كشور، شاه علاوه بر منصب پادشاهى، رياست قوه مجريه را در اختيار دارد. اين كشور از يك مجلس ٤٥ نفره برخوردار است، كه صرفاً جنبه مشورتى دارد و اعضاى آن از سوى پادشاه انتخاب مىشوند. در عربستان، هيچ حزب سياسى وجود ندارد. در كويت كه مردم آن از رشد سياسى و سطح علمى بهترى برخوردارند، ٥٠ نفر از اعضاى مجلس ملّى اين كشور، با رأى مردم انتخاب مىشوند و مابقى نيز از ميان وزراى دولت انتخاب مىگردند.
رياست قوه مجريه بر عهده نخست وزير كه وليعهد نيز هست، مىباشد. در اين كشور نيز، هيچ حزب سياسى فعاليت ندارد. «٢» در عُمان همه چيز در شخص سلطان خلاصه مىشود، و اين كشور از تفكيك قوا و قانون اساسى بى بهره است. در سال ١٣٦٠/ ١٩٨١ مجلس اين كشور تشكيل شد كه داراى ٥٥ عضو است و همگى از طرف سلطان انتخاب مىگردند. با اين حال، تمام قوانين