مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧١
به طور كلى در جهت تقويت امنيت داخلى و مبارزه با مخالفان موجود و بالقوه، سه مسأله پيشروى كشورهاى شورا قرار داشت: اوّل، چگونگى توانايىهاى اطلاعاتى كشورهاى عضو؛ دوّم، سرعت نيروهاى امنيتى در سركوب خشونت و حركتهاى مخالف؛ سوّم، حفاظت از اهداف احتمالى مورد حمله از سوى مخالفان. بخشى از اين مسائل با افزايش نيروهاى امنيتى، تجديد نظر در تشكيلات، توسعه اقدامات رفاهى، مبادله اطلاعات بين اعضا، كنترل و يا سركوب مخالفان برطرف شد. «١» ج- تهديدات خارجى: از نظر اعضاى شورا، كشورهاى ايران، عراق، اتيوپى، يمن جنوبى «٢»، شوروى (سابق)، تهديد خارجى بالقوه به حساب مىآمدند. البته ميزان تهديد هر يك از اين دشمنان بالقوه، نسبت به همه كشورها، يكسان نبوده است. امّا تجاوز به يك كشور خليج فارس، امنيت ملّى ساير كشورهاى عضو را با خطر جدى مواجه مىكرد.
از اين رو، اوّلين نشست شوراى همكارى با انتشار بيانيه رسمى (١٣٦٠/ ١٩٨١) دكترين دفاعى خود را بر پايه اين اصل كه مسؤليت امنيت خليج فارس بر عهده كشورهاى منطقه است و منطقه بايد از كشمكشهاى بينالمللى و وجود ناوگانها و پايگاههاى نظامى دور بماند، پايهريزى كرد. از اين رو، يكى از علل مهم پيدايش شوراى همكارى، كشمكشهاى منطقهاى بود. اين كشمكشها از ديدگاه اعضاى شورا، عمدتاً از دو منشأ انقلاب اسلامى ايران و اقدامات شوروى ناشى مىشد.
نقش انقلاب اسلامى ايران از اقدامات شوروى مهمتر بود؛ زيرا حمله شوروى به افغانستان هم در پى پيروزى انقلاب اسلامى و احتمال نفوذ آن در جمهورىهاى مسلماننشين اين كشور، و نيز پس از افزايش ضريب امنيتى روسها به دنبال خروج ايران از سنتو و مخالفت عميق آن با ادامه حضور سلطهگرانه آمريكايىها صورت گرفته است. به زعم دولتهاى