مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٦
١- در طول تاريخ، ايران هيچگاه امنيت كشورهاى عرب منطقه را مورد تهديد قرار نداده است. بلكه اعراب براى ايران منبع ناامنى بودهاند. در سده اخير، و پس از حل مسأله بحرين، هيچگاه ادعاى ارضى از سوى ايران نسبت به همسايگانش مطرح نشده است.
شعار صدور انقلاب اسلامى نيز متضمن ادعاهاى ارضى و تهديد نظامى نيست، بلكه به معناى فراخوانى مسلمانان به يكپارچگى است. «١» ٢- عراق پس از شكست سنگين از ايران و ائتلاف ضد عراق، در صورتى مىتواند منبع خطر باشد كه به وضعيت و توان نظامى قبل از آغاز بحران كويت دست پيدا نكند، امرى كه تا آينده مبهمى امكان تحقق ندارد.
٣- نظام امنيتى ٢+ ٦ برآمده از نياز استراتژيك منطقه نيست، بلكه تلاش براى انحراف و دور كردن اعراب به ويژه دو كشور قدرتمند مصر و سوريه از اسرائيل به شمار مىرود.
به علاوه، مصر و سوريه دو قدرت منطقهاى بيگانه در منطقه خليج فارساند، و حتى از مصرف كنندگان عمده نفت و گاز شمرده نمىشوند.
٤- حضور مصر و سوريه در يك اتحاديه امنيتى در خليج فارس، رقابتهاى بين آن دو كشور و عربستان سعودى و عراق را تشديد و وحدت عربى و پان عربيسم را تضعيف مىكند، و عملًا بر توانايى نظامى چنين اتحاديهاى براى برقرارى صلح و آرامش منطقهاى لطمه مىزند.
٥- در دراز مدت، عربستان سعودى، حضور دو كشور سوريه و مصر را در شبه جزيره عربستان و اطراف آن يعنى در منطقه نفوذ خود تحمل نمىكند؛ زيرا امنيت و يا فقدان امنيتِ كشورهاى كوچك خليج فارس با امنيت عربستان سعودى ارتباط دارد و طبيعى است. سقوط هر يك از آنها خطر جدى عليه امنيت عربستان خواهد بود.
دور نگاه داشتن ايران از نظام امنيتى منطقهاى، به دور از منطق، و منافع حياتى كشورهاى منطقه است. زيرا اوّلًا، ايران بر امنيت صدور نفت و واردات كالا به منطقه كه شيخ نشينها به آن وابستهاند، تأثير گذار است. ثانياً، عدم مشاركت ايران در يك سيستم امنيت منطقهاى