مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٨٩
بود كه در ١٣٤٣ از سوى عبدالرحيم نيازى اداره مىشد. اندكى پس از اعدام نيازى در ١٣٤٩ توسط رژيم ظاهر شاه، ميان گردانندگان اين گروه اختلاف افتاد كه حاصل آن انشعاب در نهضت جوانان مسلمان و تأسيس حزب اسلامى به رهبرى گلبدين حكمتيار و حزب جمعيت اسلامى به رهبرى برهانالدين ربانى در ١٣٥٤ گرديد. اين دو حزب در ١٣٥٧ براى مقابله با رژيم كمونيستى متحد شدند و حزب حركت انقلاب اسلامى را تشكيل دادند. اما اين اتحاد ديرى نپائيد. بعد از آن هم، چنين اتحادها و انشعابهايى بارها در حيات سياسى احزاب متعلق به اهل سنت تكرار گرديد.
فعاليت احزاب سياسى شيعه، ريشه در فعاليتهاى فرد مبارزى به نام بلخى دارد. او قريب سى سال عمر خود را در زندانهاى سياسى گذراند. پس از آن و به تأثير از اقدامات بلخى، سازمان نصر، حركت اسلامى، شوراى اتفاق و ... از اولين گروههاى شيعه به شمار مىروند كه وارد عرصه مبارزه سياسى شدند. احزاب شيعه در ١٣٥٨ جبهه آزادى بخش انقلاب اسلامى افغانستان را تشكيل دادند. مشابه اين اتحاد در ١٣٦٥ با نام «شوراى ائتلاف اسلامى» صورت گرفت. در ١٣٦٨ از ائتلاف بيشترِ گروههاى شيعه، حزب وحدت اسلامى پا به عرصه حيات سياسى گذاشت. بنابراين، احزاب شيعه همانند احزاب سنى، بارها دچار اتحاد و انشعاب شدهاند و همين روند از قدرت آنان براى نيل به خواستهها و اهدافشان كاسته است.
ايران همانند گذشته از آينده افغانستان نگران است و از استقرار يك دولت تندروِ سنى مذهب كه براى شيعيان احترامى قائل نباشد، خرسند نيست. ايران همچنين از تداوم نفوذ قدرتهاى بزرگ جهانى چون آمريكا و منطقهاى مانند عربستان سعودى در شكلدهى به تحولات افغانستان ناراضى است. تجزيه افغانستان نيز كه ممكن است در پى نزاع طولانى بين پشتونها، تاجيكها و هزارهها روى دهد، با سياست ايران مطابقت ندارد؛ زيرا ممكن است به تحريك تجزيهطلبان بلوچى كه خواهان تشكيل بلوچستان بزرگ (بلوچهاى ايران، پاكستان و افغانستان) هستند بينجامد. ايران از يك افغانستان مستقل، غير متعهد و اسلامى دفاع مىكند؛ زيرا، چنين دولتى امنيت واقعى و پايدار را به ارمغان مىآورد كه به اجراى