مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٨٦
با وقوع جنگ، افغانستان خودكفايى خويش را در عرصه مواد غذايى از دست داد و تنها محصولى كه در طول اشغال، توليد آن افزايش يافت، ترياك است. در افغانستان چيزى به نام صنعت و راهآهن وجود ندارد، بدهى اين كشور تا سال ١٣٦٥/ ١٩٨٦، ٣٠ ميليارد دلار بود. هم اكنون نيز برق كافى در اختيار ندارد و از لحاظ منابع جنگلى فقير است. كمبود وسايط نقليه موتورى در اين كشور محسوس، و جادهها نامناسباند. درآمدهاى ناشى از توريسم از دست رفته و تعداد فرودگاههاى آن محدود است.
٣- ٢- ٥- حاكمان افغانستان با مرگ نادرشاه افشار (١١٢٦) احمد خان ابدالى يا درّانى از سرداران افغانى سپاه او، به افغانستان رفت و اعلام استقلال كرد. لويه جرگه (مجلس قبيلهاى) هم پس از چند روز بحث و گفتوگو، وى را به عنوان پادشاه برگزيد. او با ايجاد نوعى فدراليسم فئودالى، قومى و قبيلهاى، افغانستانى متحد را پديد آورد، ولى با مرگش، نزاع طولانى بازماندگانش براى تصاحب قدرت روى داد. در اين شرايط، انگليس براى توسعه نفوذ، و ايران براى اعاده حاكميت خود تلاش مىكردند. البته دخالتهاى انگليس بى پاسخ نماند و ارتش ١٦ هزار نفرى انگليس در راه كابل- جلالآباد در ١٢٢٠/ ١٨٤١ توسط شورشيان افغانى قتل عام شد، و به جز يك نفر، كسى جان سالم بدر نبرد. ايران نيز، براى بازپسگيرى هرات دو بار (١٢١٦ و ١٢٣٥/ ١٨٣٧ و ١٨٥٦) به آن كشور لشكر كشيد. در پايان جنگ دوم، معاهده ١٢٣٦/ ١٨٥٧ بين ايران و انگليس منعقد شد كه حاصل آن، خروج انگليسىها از بنادر و جزاير ايرانى و چشمپوشى ايران از هرات بود. در اين سال، افغانستان به تحت الحمايگى انگليس درآمد. معاهده مزبور از جمله تلاشهاى متعدد انگليس براى مسدود كردن راه نفوذ دشمنان انگليس به هند بود. پس از آن، انگليس با سركوب شورشيان هندى، بر آن كشور مسلط شد.
پس از معاهده پاريس كه در سال ١٢٥٤/ ١٨٧٥ بين ايران و افغانىها و با ميانجىگرى انگليس منعقد شد، سلسلهاى از امرا و پادشاهان افغانى به قدرت رسيدند كه اغلب عمرى كوتاه داشتند، و همچنين، بيشتر آنها متأثر از سياستهاى انگليس بودند. به عنوان مثال