مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٩٧
متعدد و خونينى از ١٢٨٥/ ١٨٠٦ تاكنون در آن كشور روى داده است. شايد به دليل همين قيامها بود كه تورگوت اوزال در دهه ١٣٦٠/ ١٩٨٠ موجوديت اقليت كرد تركيه «١» را به رسميت شناخت. بعد از آن، راه براى ورود نمايندگان كردها كه خواهان حلّ دمكراتيك بحران هستند، به پارلمان تركيه باز شد. مهمترين و بزرگترين حزب كردهاى تركيه، حزب كارگران كردستان «٢»، معتقد به مبارزه مسلحانه براى رهايى كردستان بزرگ است؛ به همين علّت، بيشتر اعضاى هيأت حاكمه تركيه، خواستار سركوب نظامى آنها هستند.
از ديگر مسائل تركيه، ارتباط و همكارى هماهنگ سران اين كشور با غرب به جهت عضويت در ناتو و تلاش براى عضويت در اتحاديه اروپاست. اصولًا سياستهاى داخلى و خارجى تركيه (مانند همكارىهاى سياسى و نظامى با اسرائيل و سركوب مستمر اسلامگرايان) بر اساس گرايش اين كشور به غرب و نياز متقابل غرب و تركيه به يكديگر، شكل گرفته است. قبل از فروپاشى ابر قدرت شرق (شوروى سابق)، تركيه اهميّت استراتژيكى زيادى براى غرب داشت. با كاهش اهميّت استراتژيكى تركيه در پى فروپاشى شوروى سابق، تقاضاى عضويت تركيه در اتحاديه اروپا، بارها به عللى چون فقدان ثبات سياسى، رشد اسلام گرايى، وجود اختلافات دينى و فرهنگى در درون كشور (نقض حقوق بشر) و ... رد شده است.
روابط تركيه و اسرائيل در سالهاى اخير گسترش يافته است. تركيه اوّلين كشور اسلامى بود كه اسرائيل را در ١٣٢٨/ ١٩٤٩ به رسميت شناخت. البته تركيه در ١٣٥٤/ ١٩٧٥ ساف را نيز مورد شناسايى قرار داد و به آن اجازه تأسيس سفارتخانه در آنكارا داد.
براساس يك قراداد نظامى، در ١٣٧٥/ ١٩٩٦ دو كشور تركيه و اسرائيل، اجازه استفاده از فضاى هوايى همديگر را براى تمرينات نظامى پيدا كردند. اين مسأله موجب دسترسى آسان هوايى اسرائيل به كشورهاى همسايه تركيه و همچنين، باعث افزايش قدرت منطقهاى اسرائيل گرديده و در نتيجه، باعث بىاعتنايى بيشتر صهيونيستها به خواستههاى مشروع