مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٤٦
پيمانهاى ننگين گلستان (١١٩٢/ ١٨١٣) و تركمانچاى (١٢١٧/ ١٨٣٨) قفقاز از ايران جدا شد. به غير از ايرانيان، اقوام ديگرى چون روميان، عربها و عثمانيان هم، گرجستان را به اشغال خود درآوردهاند، به گونهاى كه گرجستان، اغلب تحت حاكميت دولتهاى گوناگون بوده و كمتر روى استقلال ديده است. آخرين سلطه خارجى بر اين كشور، به سلطه روسها از ١٣٠٠/ ١٩٢١ تا ١٣٧٠/ ١٩٩١ برمىگردد. «١» گرجىها بارها كوشيدند تا به استقلال دست يابند. در سالهاى نخستين تشكيل شوروى سابق، درخواست استقلال كردند، ولى حتى استالين كه يك گرجى بود، نيز در مقام كميسر (وزير) امور ملتها از خواسته آنان حمايت نكرد، بلكه به سركوب شديد آنها دست زد، تا حدى كه لنين از شدت عمل استالين انتقاد كرد. درخواست استقلال آنان در ١٣٣٥/ ١٩٥٦ نيز توسط خروشچف، شديدتر از استالين سركوب گرديد، اما قيام آنها در ١٣٥٧/ ١٩٧٨ در مخالفت با جايگزينى زبان روسى به جاى زبان گرجى، دولتمردان روسى را واداشت كه از اجراى آن صرفنظر كنند، در حالى كه اين طرح بدون مقاومت جدى در ديگر جمهورىها به اجرا درآمد. شايد ميل مفرط گرجىها به استقلال موجب شد كه آنان اولين جمهورى از مجموعه جمهورىهاى شوروى سابق باشند كه از آن كشور اعلام استقلال كردند. «٢» اندكى بعد از استقلال، گرجىها دچار بحرانهاى داخلى چون مبارزه جدايىطلبانه آبخازى و بحران در مرزها (بحران چچن) گرديدند.
گرجستان داراى چند منطقه خودمختار است. آبخاز يا آبخازيه (مرواريد قفقاز) يكى از اين مناطق خودمختار است كه با ٥٥٠ هزار جمعيت و جنگلهاى انبوه در ساحل درياى سياه قرار دارد. اين سرزمين در ١٣٠٠/ ١٩٢١ به تصرف روسها درآمد و در سال بعد به اتحاد با گرجستان و در ١٣٠٩/ ١٩٣٠ به سطح جمهورى خودمختار در درون