مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٧
٥- پس از باز پسگيرى كويت از عراق، اين كشور با توجه به عدم توانايى نظامى لازم در حفظ مرزهاى خود و نيز، ناتوانى شوراى همكارى خليج فارس و دولتهاى عربى در دفاع از اين كشور، به جلب حمايت كشورهاى غربى از خود پرداخت.
برخى از كشورهاى عربى، از تجاوز عراق به كويت حمايت كردند. اين كشورها در فرهنگ سياسى كويت به «كشورهاى ضد» «١» مشهور شدند. پس از پايان اشغال، كويت روابط خود با كشورهاى ضد را به حالت تعليق در آورد، و برقرارى مجدد آن را مشروط به امور ذيل نمود:
١. عذرخواهى كشورهاى ضد از كويت به خاطر جانبدارى از عراق در طول اشغال كويت؛ ٢. پايبندى به قطعنامههاى شوراى امنيت در خصوص وضعيت بين عراق و كويت؛ ٣. به رسميت شناختن مرزهاى كويت و عراق؛ ٤. محكوم كردن تجاوز عراق به كويت؛ ٥. فشار بر رژيم عراق جهت آزادسازى اسرا؛ امّا كويت در سالهاى اخير با تعديل در اين شرايط به گسترش روابط خود با كشورهاى ضد پرداخته است.
قبل از انقلاب اسلامى، روابط دو كشور ايران و كويت، به استثناى آبان ١٣٥٠ تا آذر ١٣٥١ كه به علت اعاده حاكميت ايران بر جزاير سه گانه تنب كوچك و بزرگ و ابوموسى به سردى گرائيد، در سطح خوبى قرار داشت. نقطه اوج گرمى روابط ايران و كويت، به سفر سران دو كشور در دى ١٣٤٦ و آبان ١٣٤٧ به پايتختهاى همديگر بر مىگردد. اين روابط، در زمينههاى فرهنگى، تجارى، جهانگردى، بازرگانى، پُستى، ترانزيت كالا و تحديد فلات قاره گسترش يافته بود.
على رغم نگرانى از وقوع انقلاب اسلامى ايران، كويت از جمله اوّلين كشورهايى بود كه جمهورى اسلامى را به رسميت شناخت و حتى با تحريم اقتصادى آمريكا عليه ايران، و با دخالت آن كشور در ايران (عمليات طبس) و نيز با انسداد دارايىهاى ايران مخالفت ورزيد. امّا با آغاز جنگ تحميلى، روابط ايران و كويت به سطح كاردار تنزل يافت. در پى