مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٢
بافت اجتماعى اين كشور دگرگون شده و گاه دولت به منظور كنترل امور، به بعضى از مهاجران، عنوان مليت كويتى اعطا مىكند؛ امّا آنان و ديگر مهاجران، طبق قانون اساسى از حق رأى محرومند.
در گذشته تاريخ، كويت بخشى از پادشاهى ايران بود كه پس از شكست آن از اعراب، به تصرف مسلمانان درآمد. در اوايل قرن دوازده شمسى/ هجده ميلادى، سه خانواده آلصباح، خليفه و جلاهمه به علت قحطى از عربستان مركزى (نجد) به كويت كوچ كردند.
اندكى پس از آن، اتحاد مشترك سه خانواده به ترتيب براى اداره امور سياسى، بازرگانى و تجارت و صيد دريايى پديد آمد؛ ولى اين اتحاد در ١١٣٥/ ١٧٥٦ از هم گسست و صباح بن جابر قدرت را در دست گرفت. در ١٢٧٨/ ١٨٩٩ كويت خود را تحتالحمايه انگليس قرار داد؛ امّا در ١٣٤٠/ ١٩٦١ معاهده تحتالحمايگى را لغو و به استقلال رسيد. در همين سال به عضويت اتحاديه عرب و در سال بعد، به عضويت سازمان ملل متحد در آمد. در ١٣٤١/ ١٩٦٢ عراق تحت فشار انگليس با پس گرفتن ادعاى ارضى، كويت را به رسميت شناخت. ولى در ١٣٦٩/ ١٩٩٠ با رد و انكار استقلالِ كويت، آن را به عنوان بخشى از كشورش به اشغال درآورد.
الف- مسائل فرهنگى: در اين بخش، چند مسأله قابل توجه است: اوّل اين كه، حضور زنان در بخشهاى آموزشى چشمگير است، به گونهاى كه تعداد دانشآموزان دختر ٣/ ٥٠ درصد و پسران ٧/ ٤٩ درصد، تعداد آموزگاران زن ٩/ ٧٨ درصد و مردان ١/ ٢١ درصد، و تعداد دانشجويان دختر ٤/ ٦٧ درصد و پسران ٦/ ٣٢ درصد است.
ثانياً، مطبوعات كويت چون «الرأى العام، القبس و الوطن» از نظر محتوا، تنوع و تيراژ در مكانى برتر از مطبوعات ساير كشورهاى منطقه است و خبرگزارى آن كشور (كونا) در رتبه بعد از خبرگزارى مصر (خاور ميانه) قرار دارد. اكثر مطبوعات كويتى وابسته به جناحهاى مختلف حاكميت و صاحبان سرمايه و سهام داران عمده هستند. تلويزيون اين كشور، به دولت وابسته است و بر خلاف مطبوعات، از كاركنان كويتى الاصل استفاده مىكند.