مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٢
تا ٣٢٠ قبل از ميلاد مىزيستهاند، مىرسد. كشف كتيبهاى از داريوش اوّل، پادشاه مقتدر هخامنشى به هنگام حفر كانال سوئز «١» كه عبارت «دريايى كه از پارس سر مىگيرد.» بر آن نوشته شده، مؤيد قدمت كهن استعمال دو واژه مذكور است. واژه درياى پارس در دوره ٤٢٦ ساله حكومت ساسانيان «٢» و بعد از آنان نيز به ثبت رسيده است. «٣» در كتابهاى جغرافيايى سدههاى بعد نيز، واژه درياى پارس ديده مىشود. بهطور مثال در قرن سوّم هجرى، يك جغرافىدان ايرانى به نام «سهراب» در كتاب «عجائب الاقاليم السبعة الى نهاية العمارة» «٤»، عبارت «درياى پارس درياى بزرگى در جنوب است» را به كار برده است در همين قرن، احمد بن خرداد مشهور به خراسانى، «٥» در كتاب «المسالك و الممالك» محل ريزش و پيوند رودخانههاى منطقه را درياى فارس دانسته است. «٦» يك قرن بعد، محمد الفارسى الاصطخرى «٧» معروف به الكرخى در كتاب مسالك الممالك، درياى پارس را بزرگترين و از نظر پهنا عظيمترين دريا دانسته و سپس به شرح درياى پارس و تعيين حدود آن پرداخته و آن را تنها معدن مرواريد جهان معرفى كرده است.
در همين قرن، مؤلف كتاب «٨» «حدود العالم من المشرق الى المغرب»، خليج فارس را دريايى كه حدود آن از سرزمين پارس آغاز و با پهناى اندك به حدود سند مىرسد، تبيين «٩» كرده است.
«ابوريحان بيرونى»، دانشمند بزرگ ايرانى قرن پنجم هجرى در كتاب «القانون المسعودى»،