مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٢٥
از ديگر عوامل ادامه بحران كردستان، جابهجايى سريع گروههاى چريكى كرد مخالف به آن سوى مرزهاى ملّى است. به عنوان مثال، بين سالهاى ١٣٦٠ تا ١٣٦٢ اغلب شهرها، روستاها و جادههاى اصلى و فرعى استان كردستان كشورمان، تحت كنترل نيروهاى نظامى بود، ولى عمليات گروههاى مخالف، عليه نظام جمهورى اسلامى متوقف نشد. زيرا آنها پايگاههاى ثابت عملياتى خود را به درون خاك عراق منتقل كردند. مشابه اين وضعيت براى ساير كشورهاى همجوار ما نسبت به كردهاى مخالفشان وجود دارد. در چنين شرايطى كردهاى مخالف، مهمات و امكانات نظامى را به آسانى به دست مىآوردند، زخمىهاى خود را در پايگاههاى برون مرزى درمان مىكنند، ايستگاههاى راديويى خود را مستقر مىنمايند و به حيات خود ادامه مىدهند. «١» وضعيت جغرافيايى مناطق كردنشين نيز در مقاومت كردها و در نتيجه طولانى شدن بحران كردستان نقش دارد. كردستان ايران، فلات مرتفع و دنباله كوههاى ارمنستان و زاگرس است. كردستان تركيه، سرزمينى سخت و كوهستانى و تا نيمى از سال پوشيده از برف است. كردستان عراق نيز سرد، برفگير و تا حدودى پوشيده از جنگل است. در واقع، بيشتر منطقه پهناورى كه در غرب ايران، جنوب تركيه، شمال عراق و شرق سوريه قرار دارد، و آن را كردستان مىنامند، داراى قلههاى بلند، فلات مرتفع، گردنههاى صعب و درههاى عميق است. كوهستانى بودن كردستان، امكانات فراوانى چون رفت و مسائل منطقهاى ايران ٢٣٧ ضمائم و جداول آمد آسان، جمعآورى سريع اطلاعات و ... را براى نيروهاى مخالف بومى فراهم مىآورد و به همين جهت نظارت بر نيروهاى كرد مخالف با دشوارىهاى فراوان رو به روست. «٢» كردها و دولتهاى منطقه به وعدهها و سياستهاى همديگر اعتماد چندانى ندارند. زيرا بارها شاهد تخلف يكديگر از اجراى تعهدات مورد توافق بودهاند. به ديگر سخن، دولتهاى ايران، تركيه و عراق در دورههاى ضعف سياسى و نظامى، وعده خودمختارى به كردها دادهاند، ولى در زمان قوت، با اعطاى هر گونه خودمختارى به كردها مخالفت ورزيدهاند.