مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٢٤
عراقىها در دوره قبل و بعد از استقلال مقاومت كردهاند. در ايران پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز، گروههايى از كردها به بهانه دست يابى به خودمختارى و در واقع به تحريك دشمنان، با نظام جمهورى اسلامى به نزاع پرداختند.
حمايت قدرتهاى جهانى از كردها، بحران كردستان را پيچيدهتر كرده است. قدرتهاى بزرگ از اقليت كرد در سه كشور ايران، تركيه و سوريه به عنوان ابزار فشار عليه اين دولتها براى رسيدن به اهداف استعمارى خود استفاده مىكنند. به عنوان نمونه:
١- شوروى از جمهورى مهاباد به رهبرى قاضى محمد حمايت نمود، امّا پس از آن كه با دولت ايران مصالحه كرد، حمايت خود را از آن متوقف ساخت. با سقوط جمهمورى مهاباد، ملا مصطفى بارزانى كه آن زمان در ايران مىزيست، به شوروى پناهنده شد و تا روى كار آمدن عبدالكريم قاسم در عراق و اعلام عفو عمومى در آن جا باقى ماند. در اين مدت روسها از خودمختارى كردهاى عراق حمايت كردند. «١» ٢- عبدالله اوجالان رهبر حزب كارگران كردستان در ١٣٧٨ با كمك ماموران اطلاعاتى موسادِ اسرائيل دستگير و براى محاكمه به مقامات تركيه تحويل گرديد. غرب نه تنها با اين اقدام مخالفتى نكرد، بلكه حامى اقدام تركيه بود. در حالى كه اتحاديه اروپا يكى از دلايل عدم پذيرش تركيه در آن اتحاديه را ناتوانى اين كشور در حل مسأله كردستان تركيه معرفى مىكند. «٢» بخشى از گسترش بحران كردستان، به احساس همدردى كردها نسبت به هم بر مىگردد.
سركوب كردها در يك كشور و يا تحقير آنها چون رسميت ندادن به زبان كردى در مناطق كردنشين، ممنوعيت گويش و نوشتن به زبان كردى، محدوديت در اجراى آداب و رسوم كردى، بر آلام همه كردها مىافزايد و ميل به استقلال و خودمختارى را در آنها زنده نگاه مىدارد، و آنان را به سوى كسب استقلال يا خودمختارى همه كردها (كردستان بزرگ) كه گفته مىشود پايانى بر اين درد و رنجهاست، سوق مىدهد؟! «٣»