مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢١٨
رسميت شناخت و با آغاز نخست وزيرى هويدا، روابط ايران با اسرائيل رشد فزايندهاى پيدا كرد. «١» نزديكى و همكارى شاه با اسرائيل، با اعتراض مردم، روحانيت (مانند آيتاللَّه بروجردى و كاشانى) و برخى گروههاى سياسى (چون فداييان اسلام) مواجه شد. با ورود امام خمينى (ره) به عرصه مبارزه سياسى عليه شاه، مخالفت با اسرائيل به يكى از اساسىترين خواستههاى نهضت و سپس انقلاب اسلامى تبديل شد. در همين راستا، امام طى سخنرانى خود در عصر عاشوراى ١٣٤٢ به شاه و اسرائيل حمله كرد و در ١٣٤٣ تمامى گرفتارىهاى ملت ايران را ناشى از اسرائيل خواند. ايشان همچنين، در ١٣٤٧ جواز صرف بخشى از حقوق شرعيه را براى تسليح و تجهيز مبارزان فلسطينى صادر كرد، و در ١٣٥٢ از كشورهاى درگير با اسرائيل خواست، به مبارزه عليه اسرائيل ادامه دهند. «٢» پس از پيروزى انقلاب اسلامى، اسرائيل در نزد ايرانيان، به عنوان صهيونيسم تبهكار، دولت غاصب، جرثومه فساد و غده سرطانى و يك دولت نامشروع شمرده شده است.
از اين رو، ايران، حمايت از استقلال و يا شناسايى اسرائيل را براى مسلمانان فاجعه دانسته و با طرح شعار «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود»، به همه كسانى كه در پى شناسايى اسرائيلاند، هشدار داده است. به همين جهت، رابطه جمهورى اسلامى با گروههاى فلسطينى بر پايه مواضع آنها در قبال موجوديت اسرائيل پايهريزى شده است.
به عنوان مثال، هنگامى كه ساف از موضع نامشروع دانستن اسرائيل دست برداشت، ايران، ديگر آن سازمان را به عنوان تنها نماينده فلسطين به رسميت نشناخت و در عوض، از انتفاضه كه بر پايه نفى موجوديت اسرائيل قرار گرفته است، حمايت كرد. «٣»