مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢١
در امور داخلى كشورها، پرهيز از عضويت در پيمانهاى نظامى، اعتقاد به تساوى حق حاكميت كشورها، خوددارى از اعمال زور و تهديد، احترام به قوانين بينالمللى، مخالفت با احياى اتحاد جماهير شوروى و عدم اطاعت از روسيه استوار است كه بايد با توجه به اقليتهاى زياد كشور، كمبود كادر متخصص، توسعه نيافتگى، حضور سنتى روسيه در منطقه، همسايگى با كشور بحرانى تاجيكستان و افغانستان، نياز شديد ازبكستان به جذب سرمايهگذارى خارجى، رشد بالاى جمعيت كشور و ... به آنها دست يابد. ولى سياست خارجى ازبكستان فاقد تحرك كافى است. زيرا، از ١٥٠ كشورى كه ازبكستان را به رسميت شناختهاند، با ٨٩ كشور روابط ديپلماتيك دارد و فقط در ٢٥ كشور سفارتخانه و كنسولگرى افتتاح كرده است. اين كشور براى دستيابى به هدفهاى سياست خارجىاش، به تلاش و زمان نياز دارد. «١» ايران در ١٣٧٠/ ١٩٩١ ازبكستان را به رسميت شناخت. در ١٣٧١ و ١٣٧٢ دو طرف، اوّلين نمايندگان سياسى خود را به تاشكند و تهران فرستادند، و در ١٣٧٤ روابط خويش را به سطح سفير ارتقا دادند.
«قراقالپاق» تنها جمهورى خود مختار ازبكستان است. محدوده ارضى آن، تقريباً همان خوارزم سابق است كه بعدها خاننشين خيوه ناميده شد. اين بخش در ١٢٩٩/ ١٩٢٠ به جمهورى خلق خوارزم و در ١٣٠٠/ ١٩٢١ به اتحاد جماهير شوروى ملحق شد و در ١٣٠٤/ ١٩٢٥ به منطقه خود مختار، و در ١٣١١/ ١٩٣٢ به جمهورى خود مختار تغيير نام داد. قراقالپاق در آغاز جزء جمهورى خودمختار قزاق و در ١٣١٥/ ١٩٣٦ به ازبكستان پيوست. بيشتر خاك آن را صحراى سوزان و كويرى تشكيل مىدهد. آب و هواى آن گرم و خشك است و بالغ بر يك ميليون جمعيت را در درون خود جاى داده است. مسلمانان آن بيشتر از مذهب حنفى پيروى مىكنند. زبان آنها مخلوطى از واژههاى عربى و فارسى است، و نيز از لحاظ قوميت و نژاد، اختلاطى از فارسى زبانان و اقوام مهاجر ترك به شمار مىروند. «٢»