آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٤٤٦ - مبحث سى و پنجم دستور خداوند به پيامبر
شبى كه رسول خدا ٦ در حجرهام بود، براى اجازه ورود، نزديك آمدم، حضرت به من اجازه ورود نداد، در آن حال، از شدت ناراحتى به رو درافتادم و پايم سست شد و با خود گفتم: نكند اين عدم رخصت، به خاطر نافرمانى باشد و يا آيهاى در بارهام رسيده باشد! براى نوبت دوم اجازه ورود خواستم، باز همان جواب را شنيدم! تا نوبت سوم كه اجازه ورود داد و به حجره وارد شدم، على را ديدم كه در پيش روى وى به زانو نشسته و مىگفت: پدرم و مادرم فدايت باد، اگر چنين و چنان شد وظيفهام چيست و چه بايد بكنم؟
رسول خدا ٦ او را به صبر و خويشتن دارى فرمان مىداد، براى بار دوم على سخنش را تكرار نمود و همان پاسخ را شنيد، براى سومين بار كه على گفتارش را اعاده نمود، فرمود:
يا على! اگر آنها (مخالفان) رفتارشان را تكرار كردند، شمشير را بر شانه بگذار و گام به گام آنها را گردن بزن، تا مرا ملاقات كنى، در حالى كه از شمشيرت خون آنها بچكد!! پس از پايان مذاكره، رو به من نمود و فرمود: اى امّ سلمه، چرا در چهرهات آثار ناراحتى مىبينم؟ عرض كردم: چرا ناراحت نباشم، با اينكه دو بار از شما اجازه ورود خواستم، اما شما اجازه نداديد! پيامبر ٦ فرمود: به خدا سوگند! به خاطر پديدهاى ناپسند نبود كه از ورودت مانع شدم، زيرا خدا و رسولش هميشه تو را به خوبى ياد كردهاند. اما تو در حالى آمدى كه جبرئيل در سمت راست و على در سمت چپ من نشسته بودند و جبرئيل از پيشآمدهاى ناگوارى كه پس از من، به وقوع مىپيوندد، خبر مىداد [و مىگفت: اين حوادث در باره على واقع خواهد شد] و به من امر مىكرد كه على را در جريان آن قرار دهم و در باره او وصيت نمايم! امّ سلمه بشنو و بر آن گواه باش كه على بن ابى طالب در دنيا و آخرت برادر من است. اى امّ سلمه بشنو و بر آن گواه باش كه على وزير من در دنيا و آخرت خواهد بود. اى ام سلمه بشنو و گواه باش كه على پرچمدار در دنيا و حامل پرچم حمد در روز قيامت است اى ام سلمه بشنو و گواه باش كه على بن ابى طالب وصى و جانشين من است و كسى است كه به وعدههاى من جامه عمل مىپوشاند و عدهاى را از حوض من (كوثر) طرد مىنمايد! اى ام سلمه بشنو و گواه باش كه اين على بن ابى طالب آقاى مسلمين و پيشواى متقين و رهبر مؤمنين و سپيدرويان است. او كسى