آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٣٤ - فصل دوم فضايل آن حضرت در هنگام خلقت و تولد
ولادت او را بر من آسان بگردان.
يزيد بن قعنب گويد: پس ديدم ديوار خانه باز شد و شكاف برداشت و فاطمه از آن شكاف به درون خانه كعبه رفت و ديوار به حال اوّل برگشت؛ جماعتى كه در آن جا بوديم، برخاستيم تا قفل در را باز كنيم، امّا قفل باز نشد، از آن جا فهميديم كه اين شكافتن ديوار، به امر پروردگار بوده و اين كرامتى است كه خداى متعال، به آن مخدّره و فرزندش، اختصاص داده است؛ سه روز از اين ماجرا گذشت و در روز چهارم، فاطمه در حالى كه مولود كعبه را به روى دست داشت، از خانه بيرون آمد و گفت: بىگمان من از زنان با ايمان دوران گذشته برترى يافتم، چرا كه آسيه دختر مزاحم، خداى را در جايى به شكل پنهانى پرستش كرد كه خداوند دوست نداشت جز در حال اضطرار در آنجا پرستش شود، يعنى خانه فرعون كه مهد كفر و ستمگرى بود و مريم دختر عمران كه به هنگام ولادت مسيح، به فرمان خداوند، از بيت المقدس و عبادتگاهش خارج گرديده و مسيح را تولد نمود و از درخت خرماى خشكيدهاى كه آن را تكان داد خرماى تازه تناول نمود؛ اما من به فرمان خداوند، به خانه كعبه داخل شدم و از ميوههاى بهشتى، تغذيه نمودم و پس از پايان حمل كه خواستم از آنجا خارج شوم، هاتفى مرا اعلام نمود كه اين مولود مسعود را، على نام گذار، چرا كه خداوند علىّ اعلى مىفرمايد: «من نام او را از نام خويش برگرفتم و او را به ادب خاص خود تربيت نمودم و بر دانش عميق خويش او را واقف ساختم؛ اوست كه در آينده نه چندان دور، خانهام را از وجود بتها پاك ساخته و آنها را خواهد شكست و بر پشت بام خانهام پس از شكستن بتها، حكومت توحيد را اعلام خواهد كرد، و مرا تقديس و تمجيد خواهد نمود، خوشحال و شادمان باد، آن كس كه او را دوست داشته و فرمانش را اطاعت نمايد و تيره روز باد، آن كس كه با او دشمنى ورزد و فرمانش را تمرّد نمايد».
راوى گويد: روزى كه على ديده به جهان گشود، از عمر پر بركت رسول خدا ٦ سى سال گذشته بود، پيامبر او را بسيار دوست مىداشت و به مادرش فاطمه دستور داد تا گهواره او را نزديك بسترش قرار دهد.