آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٣٢٦ - مبحث نوزدهم در فضايل فرزندان امير مؤمنان
[١] و از ابو هريره نقل شده است كه گفت: رسول خدا ٦ را ديدم آب دهان حسن و حسين ٨ را مىمكيد، مانند كسى كه خرما مىمكد.
[٢] و از أسامة بن زيد منقول است كه گفت: شبى از شبها به خاطر حاجتى، در خانه رسول خدا ٦ را كوبيدم، آن حضرت از خانه بيرون آمد، نيازم را گفتم و آن حضرت حاجتم را برآورده ساخت؛ در آن حال حضرتش را ديدم چيزى بر خود پيچيده بود كه نام آن را نمىدانستم! عرض كردم: يا رسول اللَّه! اين لباس چه نام دارد؟ رسول خدا ٦ لباس خود را باز كرد، ديدم حسن و حسين را در بغل داشت، سپس فرمود اين دو فرزند ريحانه من و ريحانه دخترم مىباشند! خدايا تو مىدانى كه من آنها را دوست مىدارم تو هم محبت را از آنها دريغ مكن و اين جمله را سه بار تكرار نمود.
[٣] و از جابر روايت است كه گفت: به محضر رسول خدا ٦ شرفياب شدم، در حالى كه حسن و حسين را بر پشت خويش سوار كرده بود و مىفرمود: شتر شما مركب
[١]. به اين روايت در مناقب و مقتل خوارزمى دست، نيافتم؛ مناقب ابن مغازلى ص ٣٧٣، حديث ٤٢٠؛ ترجمة امام حسن ٧ من تاريخ دمشق، ص ١٠٧، روايت ١٧٩ و ١٨٠؛ منتخب كنز العمال در حاشيه مسند احمد، ج ٥، ص ١٠٣، نظم درر السمطين زرندى، ص ٢١١؛ ميزان الاعتدال، ج ١، ص ٩٧؛ احقاق الحق، ج ١٠، ص ٥٣٣ و ج ١١، ص ٣٠٣؛ نور الأبصار، ص ١٢٦.
[٢]. مقتل خوارزمى، فصل ششم، ص ٩٢؛ مناقب ابن مغازلى، حديث ٤٢١، ص ٣٧٤؛ كشف الغمة، ج ٢، ص ١٤٧؛ نظم درر السمطين زرندى، ج ٢١١؛ جامع الصحيح ترمذى، ج ٥، ص ٦٥٦، شماره ٣٧٦٩؛ ذيل احقاق الحق، ج ١٠، ص ٦٦٤ و ج ١٩، ص ٢٨١؛ خصائص نسائى، ص ٢٥٣، حديث ١٣٩؛ تهذيب التهذيب ابن حجر، ج ٢، ص ٢٥٤؛ ترجمة امام حسين ٧ من تاريخ دمشق، ص ٩٥، حديث ١٣٠؛ مجمع الصغير طبرانى، ج ١، ص ١٩٩؛ أسد الغابة، ج ٢، ص ١١، ذخائر العقبى، ص ١٢١؛ ينابيع المودّة، باب ٥٤، ص ١٦٥.
[٣]. مقتل خوارزمى، فصل ششم، ص ٩٨؛ مناقب ابن مغازلى، ص ٣٧٥، حديث ٤٢٣؛ ذخائر العقبى، ص ١٣٢؛ ذيل احقاق الحق، ج ١٠، ص ٧١٤؛ كنز العمّال در حاشيه مسند احمد بن حنبل، ج ٥، ص ١١٠؛ نظم درر السمطين زرندى، ص ٢١١؛ ترجمة امام حسن ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ص ٩٣، روايت ١٥٧ و ١٥٨؛ ينابيع المودة، ص ٢٢٢، مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٨٢؛ مستدرك حاكم نيشابورى، ج ٣، ص ١٧٠؛ جامع الصحيح ترمذى، ج ٥، ص ٦٦٠، شماره ٣٧٨٤.