آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٣٤ - مبحث اول در باره نسب آن جناب است
[١] على ٧ فرمود: ما خاندانى هستيم كه هيچ كسى با آن مقايسه نمىشود.
[٢] ابو عثمان جاحظ كه دشمن سر سخت على ٧ است، گويد: على در گفتار و همه گفتارش صادق و راستگوست! چگونه مىتوان كسى را با اين خاندان همتا دانست! با اينكه رسول خدا ٦ و دو عنصر پاك، على ٧ و فاطمه ٣ و دو فرزندش، حسن و حسين ٨ و دو شهيد اسلام حمزه و جعفر كه با دو بال در بهشت پرواز مىكند و بزرگ سرزمين حجاز، عبد المطلب و سقّاى حاجيان عباس و حكيم خردمند بطحاء و نجد، ابو طالب، از اين خاندان هستند و آن را تشكيل مىدهند و همه خوبيها در اين خاندان جمع شده است. انصار از ياران آنها و مهاجرين، كسانى هستند كه به سوى آنها هجرت كردهاند و با آنان هستند. صديق آن كسى است كه آنها را تصديق نموده و فاروق بين حق و باطل در اين جمع حضور دارد. حوارى راستين حوارى آنان بوده و اگر ذو الشهادتين به اين لقب افتخار يافت به خاطر شهادتى بود كه در باره آنها داد.
كوتاه سخن آن كه خيرات و بركات جهان هستى در مصاديق گستردهاش، در بين اين خاندان، براى آنها، از آنها و با آنان نشأت گرفته است.
در بلندى رتبه و برترى مقام آنان، همين بس كه رسول خدا ٦ فرمود: «من دو چيز گرانبها و پر قدر، در بين شما باقى مىگذارم كه يكى از ديگرى بزرگتر است: كتاب خدا ريسمان محكم الهى كه از آسمان به زمين كشيده شده و ديگرى اهل بيت و عترتم. خداى لطيف و خبير به من خبر داد كه اين دو از يك ديگر جدا نمىشوند، تا در كنار حوض بر من وارد شوند.» آرى اگر خاندان رسالت همانند ديگر مردم بودند، عمر براى كسب افتخار، تقاضاى خويشاوندى از راه دامادى با على ٧ نمىكرد، زيرا او مىگفت: از رسول خدا ٦ شنيدم كه فرمود: «هر سبب و نسبى در قيامت منقطع و گسيخته مىگردد،
[١]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٣٠.
[٢]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٢١.