آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢١٥ - مبحث ششم پارهاى از سخنان آن حضرت
پس اى كسى كه با زبان دنيا را بد مىگويى، امّا در عمل، پاى بند به غرور آن هستى، بگو: چه زمانى تو را فريب داد، آيا استخوانهاى پوسيده پدرانت تو را فريفت؟ و يا به آرامگاه مادران در دل خاك مغرورت نمود، آيا به پرستارى آنها و دارو و درمان آنان كه آرزوى شفا از آنها داشتى و با فرارسيدن اجل، دارو و درمان سودمند نشد و از اينجا رخت بربستند، تو را فريب داد؟ آيا نه اين است كه دنيا آرامگاه آنها را به تو نشان داد، همان گونه نيز تو را به ديگران نشان خواهد داد، آيا همه اينها براى تو درس عبرت نيست؟ پس از مرگ نه گريه عزاداران تو را سود مىدهد و نه دوستان و نزديكانت به تو نفع مىبخشند.
[١] فرمود: جز به خداى مهربان نبايد به هيچ كس اميدوار بود و جز از گناه خويش، نبايد از چيز ديگرى ترس داشت و عالمى كه چيزى را نمىداند، اگر از او سؤالى كنند، نبايد خجالت بكشد از اينكه بگويد، خدا بهتر مىداند [يعنى در مورد پرسش از امر مجهول، بايد حيا را كنار گذارد و با صراحت بگويد، خداوند به سؤال تو داناتر است و من به جواب اين پرسش آگاه نيستم] شكيبايى براى ايمان از نظر اهميت مانند وجود سر است نسبت به بدن، بنا بر اين كسى كه در برابر ناملايمات و سختيها شكيبا نيست، ايمان هم نخواهد داشت.
[٢] هر سخنى كه در آن ياد و ذكر خداوند نباشد، لغو و بىفايده است، و هر سكوت و خاموشى كه بر اساس تفكر و بينش نباشد، سهو و فراموشى است و هر ديد و نظرى كه عبرتانگيز نباشد غفلتزدگى و لهو است.
[١]. تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٢٠٦، با اندكى اختلاف؛ عيون الاخبار، ج ٢، ص ١١٩؛ شرح نهج البلاغه محمد عبده، ج ٤، ص ١٨، خصال شيخ صدوق، ج ١، ص ٣١٥، باب ٥، شماره ٩٥ و ٩٦؛ تحف العقول، ص ١٥٦؛ دعائم الاسلام قاضى نعمان، ج ١، ص ٨٠، ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٢٩٥، فصل ٥٣؛ بحار الانوار، ج ٧٧، ص ٤٢٠.
[٢]. ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٢٩٦، باب سوم، فصل ٥٣، شماره ٦، بحار الانوار، ج ٧٧، ص ٤٢١، كتاب روضه.