آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢١ - مقدمه مؤلف
در طى آن بيان و به سرزنشكنندگان چنين پاسخ داد:
|
لا تلمنى في ترك مدح على |
انا ادرى بالامر منك و اخبر |
|
|
إن أهل السماء و الأرض في العجز |
سواء عن حصر اوصاف قنبر |
|
در ترك مدح و ستايش على مرا ملامت مكن، چرا كه من در اين مسأله از تو آگاهترم، جايى كه اهل آسمان و زمين از شمارش اوصاف قنبر غلام على ٧ در عجز و ناتوانى يكسانند (چگونه من از فضايل مولايم على ٧ دم بزنم).[١] خطيب خوارزم گويد: از دانشمندى در باره فضايل على ٧ پرسيدند كه آيا سخنى گفتهاى و يا به صورت شعر مديحهاى سرودهاى؟ گفت: چه گويم در باره آن شخصيت والايى كه دشمنانش در فضايلى كه دارد رشك برده و آن را پنهان نمودند و دوستانش از بيمى كه بر جان خويش داشتند، توانايى نشر فضايل او را در خود نديدند و با اين دو مانع بزرگ، آن چنان فيض فضايل باريده و آفتاب مناقبش درخشيد كه زمين و آسمان و شرق و غرب جهان را پر ساخته است.[٢] ولى ما در اين كتاب به پارهاى فضائل آن حضرت اشاره مىكنيم، باشد كه فرمان سلطان را اطاعت و گفتار خطيب خوارزم را در «مناقب» بازگو كرده باشيم.
(٢) خوارزمى گويد:[٣] پيامبر بزرگوار ٦ فرمود: خداى متعال، فضايلى بىشمار، براى برادرم على، قرار داده كه هر كس فضيلتى از فضايل او را ياد كند و آن را در عمق وجودش جاى دهد؛ خداوند گناهان گذشته و آيندهاش را خواهد بخشيد. و آن كس كه
[١]. ابن ابى الحديد نيز در بيت ٣٥ از قصيده ششم كه در فضايل مولا سروده به عجز خويش اعتراف نموده و گويد:
\sُ انا في مديحك الكنّ لا أهتدى\z و انا الخطيب الهبزرّى المصقع\z\E زبان من در مدح و ثناى تو بازمانده و در اين وادى راهى در پيش روى خود نمىبينم با اينكه سخن گويى توانا و شاعرى شيرين زبان هستم.
[٢]. وى اديب بزرگوار خليل بن احمد عروضى است، چنان كه اين سخن را احقاق الحق، ج ٤، ص ٢، با اندك تفاوتى نقل نموده است.
[٣]. مناقب، ص ٢؛ كشف الغمّة، ج ١، ص ١١٢؛ اين روايت به اصل ولايت نظر دارد كه پاداش عملكرد و كيفر تخلف، به آن بستگى دارد( مترجم).