آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٤٥٣ - مبحث سى و ششم اخبارى كه زبير بن بكار، نقل نموده است
بوده است! زيرا او مردى فقيه و به احكام الهى بينشى ويژه داشت و از همه بهتر مىفهميد! مهدى عباسى با شنيدن اين سخنان كه جوابى براى آن نداشت خاموش شد و شريك هم مجلس را ترك نمود و بين اين مجلس مناظره و عزل او يك هفته بيشتر طول نكشيد.
[١] زبير بن بكّار [از رجال حديث خود] روايتى نقل نموده است كه: عبد اللَّه بن زبير به ابن عباس گفت: تويى كه با امّ المؤمنين و حوارى رسول خدا ٦ (طلحه و زبير) جنگيدى و به صحت متعة (ازدواج موقّت) فتوا دادى؟ عبد اللَّه گفت: جنگ با او را تو و پدرت و دائيت آغاز نموديد به اين علت كه او را از منزلش خارج ساخته و به صحنه نبرد آورديد، با اينكه طبق دستور قرآن و فرمان رسول خدا ٦ بايد در خانهاش مىماند و خارج نمىشد و اينكه او را به امّ المؤمنين ياد كردى، آرى او مادر مؤمنانى مانند ما بود و به بركت ما به اين لقب مفتخر گرديد و ما هم فرزندان خوبى براى او بوديم [خداوند از او بگذرد] اين تو و پدرت بوديد كه با على جنگيديد، اگر على انسانى مؤمن و با فضيلت بود، چرا با او جنگ كرديد؟ و شما با اين جنگيدن با او راه گمراهى را در پيش گرفتيد و اگر على كافر بود، چرا از جنگ با او فرار كرديد و غضب خداوند را بر جان خويش خريديد؟
اما مسأله متعة، براى تو بگويم كه من هميشه آن را حلال مىدانم، زيرا از رسول خدا ٦ شنيدم كه فرمود: متعة حلال است من هم طبق فرمان رسول خدا ٦ آن را حلال دانسته و به حليت آن فتوا دادم.
[٢] زبير [از رجال حديث خود] از مطرف بن مغيرة بن شعبة نقل مىكند كه گفت: با پدرم بر معاويه وارد شديم، پدرم مرتبا نزد او رفت و آمد داشت و در هر جلسهاى كه نزد
[١]. كشف الغمّة، ج ٢، ص ٤٥.
[٢]. كشف الغمّة، ج ٢٨ ص ٤٤.