آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٣٣٢ - مبحث نوزدهم در فضايل فرزندان امير مؤمنان
لبهاى آنها بود، رسول خدا ٦ مرتب آن دو را مىبوسيد تا زمانى كه از خواب بيدار شدند، آن جناب حسن ٧ را و جبرئيل حسين ٧ را برداشته از باغ خارج شدند.
ابن عباس گويد: بعد از خروج از باغ حسن ٧ را در سمت راست و حسين ٧ را در سمت چپ پيامبر ٦ ديدم كه مرتبا صورت آنها را غرق در بوسه كرده و مىفرمود:
هر كس شما را دوست داشته باشد، پيامبر خدا را دوست داشته و هر كس كينه شما را در دل داشته باشد، با پيامبر دشمنى ورزيده است.
ابو بكر گفت: يا رسول اللَّه! اجازه دهيد يكى از اين دو بزرگوار را بر شانه خود جاى دهم پيامبر ٦ فرمود: چه نيكو سوارانى هستند اين دو تن و چه نيكو مركبى دارند، در آن حال، عمر بن الخطاب نيز همان سخن را تكرار كرد و همان پاسخ را شنيد و به او نيز جواب رد داد.
در آن هنگام ديديم حسن ٧ به پيراهن پيامبر چسبيده و بر دست آن جناب تكيه داشته و آن حضرت دست مبارك را بر سر حسن ٧ قرار داده وارد مسجد شد و فرمود:
در امروز اين دو فرزند دلبندم را به شرافتى كه خداوند براى آنها مقرر كرده است تفضيل خواهم داد و بىدرنگ به بلال دستور داد، تا به مردم اعلام كند كه در مسجد جمع آيند، پس از اجتماع مردم رسول خدا ٦ فرمود: اى گروه ياران از پيامبرتان محمد بازگو كنيد و بگوييد شنيديم كه مىفرمود: آيا شما را به بهترين مردم در امروز از نظر جدّ و جده راهنمايى نكنم؟
گفتند: آرى يا رسول اللَّه! فرمود: دامان حسن و حسينم را رها ننماييد، چرا كه جدشان محمد ٦ رسول خدا و جدّه آنها خديجه دختر خويلد بزرگ بانوان اهل بهشت هستند! آيا شما را به بهترين افراد كه پدرى والامقام و مادرى جليل القدر دارند، هدايت ننمايم؟
گفتند: آرى يا رسول اللَّه! فرمود: به حسن و حسين تمسّك جوييد، زيرا پدرشان على بن ابى طالب است كه از فرزندانش بهتر است، جوانى كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مىدارند، بخشنده منفعت به اسلام و داراى مناقب در آن و مادرشان فاطمه دخت گرامى رسول خدا ٦ بزرگ بانوى بانوان بهشتى