آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٣٠٦ - مبحث دوازدهم روايت پرنده بريان(خبر الطائر)
خداوندا اين مرد را از انصار قرار بده! اما همزمان با دعاى پيامبر ٦ على ٧ آمد و اجازه ورود خواست، گفتم: رسول خدا ٦ به كارى مشغول است، وى برگشت و پس از لحظاتى دوباره آمد، در اين بار نيز همان سخن را تكرار نمودم و گفتم: رسول خدا ٦ به كارى مشغول است، براى نوبت سوم كه وى آمد، رسول خدا ٦ فرمود: در را بازكن، در را گشودم، على ٧ وارد شد، رسول خدا ٦ پرسيد ماجراى تو با أنس چه بود؟ عرض كرد: اى پيامبر اين سومين بار است كه به قصد تشرف به حضور شما تا در منزل آمدم، اما انس در هر بار مىگفت رسول خدا ٦ به كار مشغول است و از ورودم ممانعت مىنمود! پيامبر ٦ مرا فراخواند و فرمود: علت اين ممانعت و جلوگيرى تو از على چه بود و براى چه از ورود او مانع مىشدى؟ عرض كردم: اى رسول خدا! چون دعاى تو را شنيدم و دانستم كه دعاى تو مستجاب مىگردد، دوست داشتم آن فرد محبوب نزد پروردگار، مردى از قبيلهام و از گروه انصار باشد! رسول خدا ٦ فرمود: آرى، هر كس به نزديكانش علاقهمند است و اين جمله را بار ديگر نيز تكرار نمود.