آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٣٠١ - مبحث يازدهم حديث منزلت و يگانگى على(ع) با پيامبر
بس كه تو از من و من از تو هستم، تو وارث من هستى و من از تو ارث مىبرم و رتبه ديگرى براى تو اين است كه منزلت تو براى من به منزله هارون نسبت به موسى است، جز اين كه بعد از من نبوّتى نخواهد بود؛ تويى كه ذمّه مرا از ديون پاك نموده و بر اساس سنّت من با دشمنان من مبارزه، خواهى كرد و نزديكترين مردم به من در فرداى قيامت تويى و تو نخستين كسى هستى كه در كنار حوض بر من وارد مىشوى و اولين فردى هستى كه همراه من لباسهاى بهشتى مىپوشد و نخستين كسى از أمتم كه به بهشت وارد مىشود نيز تو هستى. شيعيان تو در آن روز بر منبرهايى از نور نشستهاند، هميشه حق بر زبان تو جارى و در درون قلبت جاى دارد و در پيش چشمانت آشكار است. [زبان و دل و چهره نورانيت همگى گوياى حق مىباشند].
[١] از كتاب مناقب خوارزمى نقل شده است كه معاويه، به سعد بن ابى وقاص، پيشنهاد كرد [تا مانند ديگر فريب خوردگان مزدور و شيطان صفتان بىاصالت] امير المؤمنين ٧ را دشنام دهد و به بدى ياد كند! سعد پيشنهاد او را رد كرد و برآشفت، معاويه از علت امتناع پرسيد، وى گفت: رسول خدا ٦ در باره او سه ويژگى و امتياز بيان نمود كه با وجود آنها هرگز او را سبّ نخواهم نمود و اگر يكى از آن سه ويژگى براى من بود، هر آينه از شتران سرخ مو، برايم ارزندهتر بود.
آنگاه گفت: يكى از آن ويژگيها اين است كه از رسول خدا ٦ شنيدم كه به على ٧ در آن روزى كه او را در مدينه جانشين خويش نمود و خود به غزوهاى رفت و او از رسول خدا ٦ به زبان گلايه عرض كرد: آيا مرا با كودكان و زنان در مدينه نگهداشتى؟
پيامبر ٦ فرمود: آيا خوشنود نيستى به اينكه مرتبه تو برايم به منزله هارون نسبت به
[١]. مناقب خوارزمى، فصل نهم، ص ٥٩؛ خصائص نسائى، حديث ١٢٦، ص ٢٣٣؛ ترجمة امام على بن ابى طالب ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ١، ص ٢٥٥، روايت ٢٧١؛ فرائد السمطين، باب ٦٩، ج ١، ص ٣٧٧، روايت ٣٠٧؛ جامع الصحيح ترمذى، ج ٥، ص ٦٣٨، شماره ٣٧٤، حديث ١٣؛ صحيح مسلم، ج ٤، شماره ٣٢٠، ص ١٨٧١؛ البداية و النهاية، ج ٧، ص ٣٥٢؛ اسد الغابه، ج ٤، ص ٢٥؛ العمده ابن بطريق، فصل ٢٢، ص ١٨٨.