آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٥١ - مبحث چهارم در باره بستن درهايى است كه از منازل اصحاب به مسجد باز مىشد، جز درب منزل على(ع) و اين منزلت اختصاصى را رسول اكرم
عبادت است، نبايد آن را خوابگاه قرار دهيد، چرا كه ممكن است در آنجا محتلم شويد و از قداست مسجد بكاهيد، پس از انتشار اين فرمان أصحاب و ياران پيامبر ٦ مسجد را ترك نموده و در اطراف آن هر كس در حدّ توان و نياز خويش خانهاى ساخت و هر يك درى از خانه خود به مسجد باز نمود، رسول خدا ٦ با صدور دستور ديگرى، معاذ بن جبل را مأمور نمود، تا به يكايك آنان ابلاغ نمايد كه درهاى ورودى به مسجد را مسدود كنند، معاذ براى ابلاغ مأموريت نخست نزد ابو بكر رفت و فرمان آن حضرت را به وى ابلاغ نمود و گفت: پيامبر ٦ تو را أمر مىكند كه از مسجد بيرون بروى و درب ورودى منزلت به مسجد را مسدود كنى، وى گفت: دستور رسول خدا ٦ را بر ديده نهاده و فرمان او را اطاعت مىكنم و بىدرنگ در را مسدود نموده و از مسجد خارج شد.
سپس پيام رسول خدا ٦ را به عمر رساند و گفت: پيامبر مىفرمايد، درب منزلت را كه به مسجد باز مىشود، مسدود كن و از آنجا خارج شو، عمر گفت: فرمان پيامبر را مىشنوم و اطاعت مىكنم، اما خوش داشتم روزنهاى از خانهام به مسجد باز باشد، معاذ خواسته او را به رسول خدا ٦ ابلاغ كرد؛ از آن پس نزد عثمان رفت و اين موضوع زمانى بود كه رقيه دخت پيامبر ٦ در خانه وى بود و مأموريت را ابلاغ نمود؛ عثمان نيز اطاعت نمود و از مسجد خارج شد.
آخرين ديدار معاذ، با حمزه بود كه وى نيز فرمان رسول خدا ٦ را اطاعت كرد و از مسجد خارج شد و درب منزل خود را مسدود نمود. در اين ميان على ٧ هالهاى از ترديد، بر دل داشت كه آيا دستور سدّ باب و خروج از مسجد براى او نيز هست يا نه، با اينكه رسول خدا ٦ در بين خانههاى خويش در درون مسجد منزلى براى وى ساخته بود! در آن حال رسول خدا ٦ پرده از اين ترديد برداشته و فرمود: يا على تو همچنان در جاى خود مستقر باش، زيرا تو طاهر و مطهّرى و اين دستور شامل شخص تو و خانوادهات نخواهد بود. وقتى اين سخن به حمزه رسيد، عرض كرد يا رسول اللَّه! جاى شگفت است كه همه ما را از مسجد اخراج كردى تنها جوانى از جوانان بنى عبد المطلب «يعنى على ٧» را نگهداشتى؟! پيامبر ٦ فرمود: من از پيش خود اقدامى نكردهام و