آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٢٣ - مبحث ششم پارهاى از سخنان آن حضرت
باشد. اكنون آن چه را كه به تو مىگويم در حفظ و نگهداريش بكوش: مردم به سه گروه، تقسيم مىشوند: نخست، دانشمند ربانى الهى، دوم، دانشجويى كه در راه نجات قدم نهاده و براى رهايى خويش از جهل مىكوشد و سوم مردم عوام و ناآگاهى كه همانند پشههاى ريز براى جلب منفعت مادى، بر سر و روى هر كس مىنشينند و با هر بادى كه از هر سو بوزد در حركت درمىآيند؛ اين گروه نه از نور علمى براى حركت در تاريكيها استفاده مىكنند و نه به پناهگاهى محكم و استوار پناه مىبرند.
اى كميل! محبت و دوستى با دانشمندان، دينى است بر عهده مردم كه در جهت پرداخت آن بايد بكوشند و در مقابل، جزا و پاداش بستانند؛ علم گوهرى گران قدر است كه يابنده آن خداى را اطاعت نموده و حياتى پربركت خواهد داشت و بعد از مرگ، نام نيكوى او بر زبانها باقى خواهد ماند.
اى كميل علم از مال بهتر است زيرا كه علم تو را نگه مىدارد، امّا مال را تو بايد نگهدارى؛ دارايى و مال با مصرف از بين مىرود، امّا علم با بذل و انفاق رشد نموده و بيشتر مىشود؛ علم هميشه حاكم است امّا مال هميشه محكوم و در سلطه همگان قرار مىگيرد. اى كميل! مالداران و ثروت اندوزان مردگانى هستند كه به ظاهر زندهاند، اما دانشمندان تا جهان باقى است زندهاند، گرچه بدنهاى آنان در زير خاك پنهان است اما چهره معنوى آنها در دلهاى مردم جاى دارد [آنگاه به سينه شريفش كه گنجينه أسرار و منبع احكام الهى بود اشاره نموده] و فرمود: در اينجا علم فراوانى وجود دارد كه اگر حاملانى براى آن مىديدم، به آنها منتقل مىكردم؛ اما افسوس كه حاملان واقعى وجود ندارند و آنانى كه هستند اعتمادى بر آنها نيست، چرا كه علم را آلت صيّادى براى به دام كشيدن دنيا قرار دادهاند، با حجّتهاى الهى، روياروى اولياى خدا ايستاده و با نعم الهى در مقابل كتاب خدا دكانى باز نمودهاند و براى جلب منافع مادى آن را به رأى تفسير مىكنند و يا حكمتى را آموختهاند، در حالى كه بينش نگاهدارى آن را ندارند و به همين علت با اولين شبههاى كه در دلش جرقه مىزند مىگويد: چرا اين نبوده و آن نيست. در لذّتها فرو رفته و زمام شهوات نفسانى را رها مىكند و بىدرنگ سرگرم جمعآورى مال و