آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٧٢ - فتح مكه
مشغول شد و آن را باز نمود، سپس آن را پل قرار داده و مسلمانان وارد قلعه شدند و غنايمى فراوان را به دست آوردند.
پس از انصراف مسلمانان از اخذ غنايم، در را تا چند متر پرتاب نمود و آن درب به حدى سنگين بود كه براى بستن آن چهل نفر، با هم كمك مىكردند و براى از جاى كندن آن به هفتاد نفر نيازمند بود در آن حال مردى از حضرتش پرسيد، چگونه درب به اين سنگينى را از جاى كندى؟ فرمود: سنگينى آن، بيش از سپرى كه در غير از اين روز، به دست مىگرفتم نبود، سپس فرمود: به خدا سوگند، درب قلعه خيبر را با نيروى جسمانى از جاى نكندم، بلكه اين نيروى ربّانى بود كه مرا يارى نمود، تا آن را از جاى كنده و براى مسلمانان پل قرار دادم.
[١]
[فتح مكه]
در جريان فتح مكّه كه خداوند به پيامبرش وعده پيروزى داد و فرمود: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ»:[٢] «چون يارى خداوند فرارسد» پرچم اسلام به دست على ٧ بود.
[٣] رسول اكرم ٦ به هنگام ورود به مكّه، از لشكر غرور آفرين اسلام پيمان گرفت كه با كسى نجنگند مگر آنان كه جنگ را آغاز كنند. از اين دستور عام تنها تعدادى كه آن حضرت را زياده از حدّ آزار رسانده بودند، استثنا شد كه از آن تعداد يكى حويرث بن نفيل ابن كعب بود كه رسول خدا ٦ را در مكّه آزار مىداد و على ٧ به دستور رسول خدا ٦ او را مجازات كرد و به قتل رساند.
[٤] زمانى كه رسول اكرم ٦ به مسجد الحرام داخل شد، ٣٦٠ بت كه بعضى به بعضى
[١]. تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٥٦؛ كشف الغمّة، ج ١، ص ٢١٨؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، باب دوم، فصل ٣٤، ص ١٢١.
[٢]. نصر، ١.
[٣]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٢١٨؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، باب دوم، فصل ٣٥، ص ١٢٢.
[٤]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٢١٩؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، باب دوم، ص ١٢٤، فصل ٣٦.