آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٢٠ - بحث ششم در باره بخشش و كرامت آن بزرگوار است
كه از جهان رخت بربنديد! پس در آن حال جبرئيل نازل شد و عرض كرد يا محمد! عطيّه الهى را بستان، فرمود آن عطيّه چيست؟ جبرئيل سوره «هل اتى» را به رسول خدا ٦ برخواند: «هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ»[١].
[٢] تفسير ثعلبى از عباية بن ربعى نقل كرده است كه گفت: در آن هنگام كه عبد اللَّه بن عباس بين جمعى در كنار زمزم نشسته و از رسول خدا ٦ براى مردم نقل حديث مىنمود، ناگهان مردى كه با عمامهاى سر و صورت خويش را پوشانده بود، به جمع حاضر پيوست و مانند ابن عباس به نقل حديث از پيامبر ٦ پرداخت ابن عباس در حالى كه از گفتار او شگفتزده بود، به وى گفت: تو را به خدا سوگند مىدهم، بگو كيستى؟ او عمامه را از صورت برگرفت و گفت: هر كس مرا شناخته كه شناخته است و هر كس مرا نشناخته من جندب بن جناده بدرى ابو ذر غفارى هستم. از رسول خدا ٦ با اين دو گوشم شنيدم و گر نه از نعمت شنوائى محروم شوم و با اين دو چشمم ديدم و گر نه از حسّ بينايى مأيوس گردم كه فرمود: على رهبر نيكوكاران و كشنده كافران است، هر كس او را يارى دهد به نصرت الهى يارى شود و هر كس او را واگذارد و مدد ندهد، براى هميشه از مدد الهى محروم بماند، سپس گفت: شما مردم آگاه باشيد، روزى از روزها، با رسول خدا ٦ در مسجد نماز ظهر را به جاى آوردم، در آن بين حاجتمندى در مسجد به عرض حاجت برخاست، امّا كسى او را پاسخ نداد، سائل دستها را به سوى آسمان بلند نموده دعا كرد و گفت: خداوندا! شاهد باش كه در مسجد پيامبرت، از اين جمع تقاضاى
[١]. انسان، ١.
[٢]. احقاق الحق، ج ٣، ص ٥٠٣ و ج ٤، ص ٢٣٥، به نقل از تفسير خطى ثعلبى؛ فرائد السمطين حموينى، ج ١، ص ١٩١، شماره ١٥١، باب ٣٩؛ شواهد التنزيل حسكانى، ج ١، ص ١٧٧، شماره ٢٣٥،
ُ فو اللَّه ما استتمّ رسول اللَّه الكلام حتى نزل عليه جبرئيل، من عند اللَّه و قال يا محمّد هنيئا( لك) ما وهب لك في اخيك( قال) و ما ذا يا جبرئيل قال: أمر اللَّه امّتك بموالاته الى يوم القيامة و انزل عليك:« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ»
؛ تذكرة الخواص، باب دوم، ص ١٥، نور الأبصار شبلنجى، ص ٧٧؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج ٧، ص ١٧ با اختصار.