اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٤٢ - ١٠ پرورش ايمان
ب. ذكر: ذكر به معناى «يادآورى» است. همچنين حفظ معناى چيزى يا استحضار آن ذكر ناميده مىشود. به تعبير دقيقتر گاهى مراد از ذكر حالتى است در نفس كه انسان با آن مىتواند چيزى را كه پيشتر بدان شناخت و معرفت داشته حفظ كند. ذكر به اين معنا مانند حفظ است؛ با اين تفاوت كه ذكر در جايى به كار مىرود كه علاوه بر اينكه مطلبى در خزانه حافظه هست، در نظرش نيز حاضر باشد. گاهى نيز ذكر گفته مىشود و مراد از آن حضور مطلبى در قلب يا زبان است و از اين رو مىگويند ذكر بر دو نوع قلبى و زبانى است.[١]
بنابراين يكى ديگر از شيوههاى پرورش ايمان، ذكر است كه حضور جدّى خداوند را نزد انسان تقويت مىكند. ذكرهاى زبانى كه در تعاليم اسلام وارد شده براى آن است كه همان حالت قلبى حضور را در انسان ايجاد كند. البته نبايد از تأثير تربيتى ذكرهاى زبانى نيز غافل شد؛ زيرا به زبان آوردن سخنانى معيّن با استفاده از تلقين به نفس، تغييرى به مقتضاى آن در ضمير انسان پديد مىآورد. چنانكه در راههاى ورود به ضمير ناهشيار متذكر شديم، اين شيوه بسيار مورد عنايت تعاليم اسلام واقع شده است و سراسر زندگى ما به هنگام خواب و بيدارى، فعاليت و استراحت، و خوشى و ناخوشى پر است از اين اذكار و تلقينات خداباورانه كه در ما اثر مىگذارد. نمازهاى يوميه (فريضه و نافله)، مقدمات و تعقيبات آنها با اذكار مخصوص، شروع كارها با بسماللّه، پايان دادن هر كار با الحمدللَّه و اذكار ديگرى كه براى خروج از خانه، ورود به محل كار، ورود به مسجد و ...، همه اين تلقينات به صورت ذكرهاى خفى يا علنى همچون بارانى زلال، گلستان قلب و روان مؤمنان را بارور ساخته و ميوههاى ايمان و فضيلت را در دسترس قرار مىدهد.
نكته ديگر اينكه ذكرهاى زبانى، قلب را آمادهتر مىكند. امام خمينى (ره) از قول استاد خود مىفرمايد:
شيخ عارف كامل ما جناب شاهآبادى- روحى فداه- مىفرمودند: شخص ذاكر بايد در ذكر مثل كسى باشد كه به طفل كوچك كه زبان باز نكرده، مىخواهد تعليم كلمه كند، تكرار مىكند تا اينكه او به زبان مىآيد و كلمه را ادا مىكند. پس از آنكه او كلمه را ادا كرد، معلم از طفل تبعيّت مىكند و خستگى آن تكرار بر طرف مىشود و گويى از طفل به او مددى مىرسد. همينطور كسى كه ذكر مىگويد بايد به قلب خود كه زبان ذكر باز نكرده تعليم ذكر كند و نكته تكرار اذكار آن است كه زبان قلب گشوده شود و علامت گشوده شدن زبان قلب، آنكه زبان از قلب تبعيت مىكند و زحمت و تعب تكرار مرتفع مىشود.[٢]
[١] - ر. ك: المفردات
[٢] - چهل حديث، ص ٢٥٠