اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٨٨ - دو محبت خداوند به بندگان
سالكان طريق محبت الهى پيدا مىشود.
فهم حقيقت اين ملاقات همواره براى اذهان انسانها دشوار بوده است. بر همين اساس بسيارى ره انكار پيمودهاند.
امام على ٧ هنگامى كه پرسشگرى از خوارج از او پرسيد: «آيا پروردگارت را به هنگام پرستش او ديدهاى؟» در پاسخ با صراحت فرمود: «واى بر تو! من كسى نيستم كه پروردگارى را كه نديدهام بپرستم». آنگاه كه پرسشگر از حقيقت و ماهيت اين ملاقات جويا شد و پرسيد:
چگونه او را ديدهاى؟ پاسخ داد: «واى بر تو! ديدگان هنگام نظر افكندن او را درك نكنند؛ ولى دلها با حقايق ايمان او را ديدهاند».[١]
ملاقات و مشاهده جمال الهى لذتى را در پى دارد كه به شرح و وصف نمىآيد. آنان كه مراتب ضعيفى از آن را چشيدهاند، هرگز آن را با ساير لذتهاى متصوّر، سودا نمىكنند. از اينرو انبيا و اولياى الهى در مناجاتهاى خود با محبوب خويش، همواره اشتياق خود را نسبت به آن آشكارا فرياد زدهاند و عارفان و سالكان در اشعار و چكامههايى كه از خود بهيادگار گذاشتهاند، مناظر زيبا و دلانگيزى از آتش عشق خويش را به ملاقات و شهود جمال مُراد محبوب به نمايش گذارده و صحنههاى حزنانگيزى از درد و رنج فراق و هجران دوست را به تصوير كشيدهاند. نزد آنان ملاقات پروردگار، اوج قلّه عرفان و پايان سير سالكان است. رسالههايى نيز در بيان ابزار وصول به اين مقصد، منازل و مراحلى كه در سر راه رهروان اين راه وجود دارد، خطراتى كه آنان را تهديد مىكند، زاد و توشهاى كه آنها را در اين راه به كار مىآيد، نگاشتهاند.[٢]
دو. محبت خداوند به بندگان
قرآن و روايات اهلبيت در بردارنده آيات و رواياتى است كه حكايت از محبت و دوستى خاص پروردگار نسبت به برخى از بندگان دارد. اين محبت، آثار ويژهاى را در بر دارد كه فقط شامل افرادى خاص مىگردد. البته رحمت و محبت عمومى خداوند در قالب انواع مواهب دنيوى و احكام شرعى شامل همگان مىشود. چنانكه قبلًا نيز اشاره شد، خداوند در قرآن دوستى خويش را بهصراحت نسبت به مجاهدان، نيكوكاران، بسيار توبهكنندگان، پرهيزگاران، عدالتپيشگان، صابران، پاكان و مطهران و توكّل و اعتمادكنندگان بهپروردگار،
[١] - كلينى: كافى، ج ١، باب ابطال الرّوية، ح ٦. همچنين ر. ك: دعاى عرفه امام حسين ٧
[٢] - از جمله ر. ك: ملكى تبريزى، ميرزا جواد: رساله لقاء اللّه