اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٧٢ - ٦ اسباب ايمان
امامت جزء كاملكننده دين است و دين بدون آن ناقص خواهد بود، از منظر قرآنكريم ايمان بهامامت نيز امرى لازم بوده و از پايههاى مستحكم اخلاق اسلامى محسوب مىگردد.
٥. شرط ايمان
بر اساس آنچه در قرآن و روايات وارد شده است، انجام عمل نيك عمدهترين شرط ايمان است. در بسيارى از آيات قرآن، ايمان در كنار عمل نيكو مطرح شده است و در اكثر آنها بلافاصله پس از ايمان، عمل صالح و پسنديده مطرح شده است. اگرچه عمل نيك از عناصر گوهرين ايمان نيست، ولى ايمان بدون عمل نيكو، سود و بهره مطلوب را در پى نخواهد داشت. بنابراين انجام عمل شايسته را مىتوان شرط بهرهورى ايمان دانست. در قرآن كريم آمده است:
و اما هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند، پاداشى [هر چه] نيكوتر خواهد داشت، و به فرمان خود، او را به كارى آسان وا خواهيم داشت.[١]
قرآن ادعاى مؤمن بودن را بدون عمل نيك، ادعايى دروغين مىداند:
و مىگويند: «به خدا و پيامبر [او] گرويديم و اطاعت كرديم.» آنگاه دستهاى از ايشان پس از اين [اقرار] روى برمىگردانند، و آنان مؤمن نيستند.[٢]
امام على ٧ نيز با همين بيان مىفرمايد: «كسى كه به دستورات الهى عمل كند، فقط او است كه مؤمن است.»[٣]
بنابراين از نظرگاه اخلاق اسلامى ادّعاى ايمان بدون پايبندى به دستورات الهى، گزاف و دروغين است؛ مگر آنكه فرد مؤمن قدرت و فرصت عمل را نداشته باشد.
٦. اسباب ايمان
در متون دينى از عوامل مختلفى به عنوان موجبات پيدايش، ثبات و كمال ايمان نام برده شده
[١] - سوره كهف، آيه ٨٨. همچنين ر. ك: سوره طه، آيه ٨٢، سوره فرقان، آيه ٧٠، سوره قصص آيه ٦٧، سوره انفال، آيات ٣ و ٤، سوره نساء آيه ٦٥ و سوره نور، آيه ٥١
[٢] - سوره نور، آيه ٤٧
[٣] - كلينى: كافى، ج ٢، ص ٣٨، ح ٤