اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٤٣ - ٢ حلم و كظم غيظ
دليل طمعهاى دنيوى در مال و اعتبار كسى كه نسبت به او سستى و سازش روا مىدارد.[١] نرمش و سازش در دين، در آيات و روايات بهشدت نكوهش شده و آثار زيانبارى براى آن بيان گرديده است. از جمله، خداوند در سرزنش كفار و مشركان مىفرمايد: «دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى نمايند.»[٢] يعنى هر كدام از طرفين، نسبت به دين ديگرى، مسامحه و سازش كنند.[٣] امامعلى ٧ در اين باره مىفرمايد: «سوگند بهجان خودم، در مبارزه با مخالفان حق، و آنان كه در گمراهى و فساد غوطهورند، يك لحظه مدارا و سستى نمىكنم.»[٤] امامباقر ٧ مىفرمايد:
خداوند به حضرت شعيب ٧ وحى كرد كه من ١٠٠ هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد.
٤٠ هزار نفر آنان از اشرار و ٦٠ هزار نفر از برگزيدگان آنها خواهند بود. حضرت شعيب پرسيد: پروردگار من، جرم و گناه برگزيدگان و اخيار چيست؟ خداوند پاسخ داد: آنان در مقابل معصيتكاران سستى و نرمش بهخرج دادند و به سبب خشم من بر آنها، خشمگين نشدند.[٥]
از جمله آثار زيانبارى كه در روايات براى مداهنه، سستى و سهلانگارى در دين بيان شده است، مىتوان به سقوط و فساد جامعه بشرى، گسترش عصيان، مجازات و عذاب دنيوى و اخروى و خُسران و زيان در دنيا و آخرت، اشاره كرد.[٦]
٢. حلم و كظم غيظ
«حِلم» در لغت عرب به مفهوم تأمل، تأنى، درنگ و عدم شتاب در امور است. «حليم» كسى است كه اگرچه حق با اوست ولى در مجازاتِ جاهلان شتاب نمىكند و در مقابل هيجان خشم و غضب ناشى از رفتار جاهلانه شخص مقابل خويشتندارى مىكند.[٧] برخى از عالمان
[١] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: جامع السعادات، ج ٢، ص ٢٣٢- ٢٤٠
[٢] - سوره قلم، آيه ٩
[٣] - ر. ك: طباطبايى: الميزان، ج ١٩، ص ٣٧١
[٤] - نهجالبلاغه، خ ٢٤
[٥] - طوسى: تهذيب، ج ٦، ص ١٨١، ح ٣٧٢؛ كلينى: كافى، ج ٥، ص ٥٦، ح ١
[٦] - ر. ك: كافى، ج ١، ص ٤٥، ح ٦ و ج ٨، ص ١٣٤، ح ١٠٣ و ص ١٢٨، ح ٩٨؛ حرّانى: تحفالعقول، ص ١٠٥ و ٢٣٧؛ نهجالبلاغه، خ ٨٦ و ٢٣٣؛ شيخ مفيد: ارشاد، ص ٩٢
[٧] - ر. ك: ابناثير: نهايه، ج ١، ص ٤٣٤؛ ابنمنظور: لسانالعرب، ج ١٢، ص ١٤٦؛ راغب اصفهانى: مفردات الفاظ القرآن، ص ١٢٩؛ مجمعالبحرين، ج ١، ص ٥٦٥ و فيض كاشانى، ملامحسن: المحجةالبيضاء، ج ٥، ص ٣١٠