اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٥ - ١ مفهوم لغوى واژه اخلاق
فصل اوّل كليات
علم اخلاق چيست؟ موضوع و هدف آن كدام است؟ مناسبات آن با علوم هم عرض خود چگونه است؟ چرا بايد اخلاق را بياموزيم؟ انواع شيوهها و مكاتب اخلاقى موجود در بين عالمان مسلمان كداماند؟
اينها اصلىترين پرسشهايى است كه در ابتداى ورود به مسائل علم اخلاق، فراروى ما قرار دارد. پاسخگويى درخور و شايسته به آنها نه تنها موجب روشنشدن موضوع، قلمرو و جايگاه اين علم خواهد شد، بلكه ضمن تصحيح انتظارات ما، از بروز بسيارى شبهات و ابهاماتى كه در مباحث بعدى ممكن است روى دهد، پيشگيرى مىكند.
الف. شناسايى علم اخلاق
براى دستيافتن به شناخت اوليه از علم اخلاق، روشنشدن مفاهيم و نكات زير ضرورى است:
١. مفهوم لغوى واژه اخلاق
«اخلاق» جمع «خُلق» و بهمعناى نيرو و سرشت باطنى انسان است كه تنها با ديده بصيرت و غيرظاهر قابل درك است. در مقابل، «خَلق» بهشكل و صورت محسوس و قابل درك با چشم ظاهر، گفته مىشود.[١] همچنين «خُلق» را صفت نفسانى راسخ نيز مىگويند كه انسان، افعال متناسب با آن صفت را بىدرنگ، انجام مىدهد. مثلًا فردى كه داراى «خُلق شجاعت» است، در رويارويى با دشمن، ترديد به خود راه نمىدهد.
اين حالت استوار درونى، ممكن است در فردى بهطور طبيعى، ذاتى و فطرى وجود داشته
[١] - اصفهانى، راغب: معجم مفردات الفاظ القرآن، ص ١٥٩