اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٤٨ - ٣ حيا
و ضعف نفس باشد. اين نوع شرم و حيا در اخلاق اسلامى بهشدت مورد نكوهش قرا گرفته و فضيلت اخلاقى بهشمار نيامده است، بلكه مانع رشد و تعالى انسان و موجب عقبماندگى او در زمينههاى مختلف مىگردد. در روايات از اين نوع شرم، به حياى حماقت و جهل و حياى ضعف ياد شده است.[١]
ب) اسباب و موانع حيا: برخى از امورى كه در روايات به عنوان اسباب حيا مطرح شده است، به قرار زير است:
١. عقل: رسول خدا ٦ در پاسخ راهب مسيحى (شمعون بن لاوى بن يهودا) كه از او در باره ماهيت و آثار عقل پرسيده بود، فرمود:
عقل موجب پيدايش حلم است و از حلم، علم و از علم، رشد و از رشد، عفاف و از عفاف، خويشتندارى، و از خويشتندارى، حيا، و از حيا، وقار، و از وقار، مداومت بر عمل خير و تنفّر از شرّ، و از تنفّر از شر، اطاعت نصيحتگوى، حاصل مىگردد.[٢]
٢. ايمان: امام صادق ٧ مىفرمايد: «ايمان ندارد كسى كه حيا ندارد.»[٣]
همچنين در روايات، امورى به عنوان موانع حيا و يا بهعبارت ديگر علل بىحيايى يا كمى حيا معرفى شدهاند كه مهمترين آنها به شرح زير است.
يك. از ميان برداشتن پردهها و حريمها: امام كاظم ٧ به ياران خود توصيه مىفرمود:
پرده شرم و آزرم ميان خود و برادرت را برمدار، و مقدارى از آن را باقى گذار؛ زيرا برداشتن آن، برداشتن حيا است.[٤]
دو. دست نياز بهسوى مردم درازكردن: امام صادق ٧ فرمود: «دست نياز بهسوى مردم دراز كردن، عزت را سلب مىكند و حيا را مىبرد.»[٥]
[١] - ر. ك: صدوق: خصال، ج ١، ص ٥٥، ح ٧٦؛ كلينى: كافى، ج ٢، ص ١٠٦، ح ٦
[٢] - حرّانى: تحفالعقول، ص ١٩. همچنين ر. ك: همان، ص ٢٧؛ صدوق: خصال، ج ٢، ص ٤٠٤ و ٤٢٧؛ كلينى، كافى، ج ١، ص ١٠، ح ٢ و ج ٢، ص ٢٣٠
[٣] - كلينى: كافى، ج ٢، ص ١٠٦، ح ٥
[٤] - همان، ج ٢، ص ٦٧٢، ح ٥
[٥] - همان، ج ٢، ص ١٤٨، ح ٤