اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٠ - ١ اخلاق فيلسوفانه
و تلاش در جهت آگاهى از فرمولهايى كه كنشها و واكنشهاى آدمى در چارچوب آنها شكل مىگيرد، زمينههاى رشد و شكوفايى هر چه بيشتر استعدادهاى علمى، اخلاقى و مهارتهاى حرفهاى را فراهم مىآورد و اگر توجهى به عوامل و زمينههاى اخلاقى داشته باشد، نگاه او به اين عوامل صرفاً يك رويكرد ابزارى و واسطهاى است و چون وجود فضيلتهاى اخلاقى، فرد را در طى مراحل تربيتى يارى مىدهد، آنها را مورد توجه قرار مىدهد.[١] در حالى كه قلمرو علم اخلاق بسيار وسيعتر از معرفى ابزارهاى تربيت است؛ اما علم اخلاق و علوم تربيتى در برخى حوزههاى اخلاقى مانند «اخلاق علمى» در قلمرو و مسئله، مشتركاند. علم اخلاق در اين حوزه هم به اصل علم و موضوع و متعلق آن، نگاه ارزشى و اخلاقى دارد و هم انگيزهها و رفتار معلم و شاگرد را بهلحاظ اخلاقى سامان مىدهد و هم روابط متقابل آن دو را بر موازين ارزشى اخروى استوار مىسازد. مربّيان علوم تربيتى مىتوانند با بهرهگيرى از اين دست فرمولهاى اخلاقى و با آنچه از يافتههاى روانشناسى و در نتيجه آزمون و خطا، بهدست مىآورند، بهآسانى و بهسرعت، به اهداف بلند و ارزشمند خود دست يابند.
ج. شيوههاى اخلاقى و شيوه مورد قبول
در حوزه مطالعات اخلاقى، بين انديشمندان مسلمان و مخصوصاً عالمان اخلاق، مىتوان سه مكتب و مشرب عمده اخلاقى را مشاهده نمود. در اينجا ابتدا به شرح اجمالى اين سه شيوه پرداخته مىشود و سپس مشرب اخلاقى مورد قبول و حاكم بر اين نوشتار، معرفى مىگردد.
١. اخلاق فيلسوفانه
اين شيوه اخلاقى عمدتاً با پذيرش و تأثيرپذيرى از نظريه «اعتدال» و «حد وسط» به عنوان معيار كلى براى فضيلت اخلاقى، در مقابل «افراط و تفريط» كه مشخصه رذيلت اخلاقىاند، تلاش مىكند تا تمام خوبىها و بدىهاى اخلاقى را در قالب اين فرمول توجيه و تبيين نمايد.
بدينروى چون منشأ رفتار انسان، قوا و ملكات نفسانى او است، زشتى و زيبايى اعمال و رفتار او معلول اعتدال و عدماعتدال قواى درونى است. در اين روش، شناسايى قواى نفسانى و چگونگى اعتدال و افراط و تفريط در آنها، محور و مدار همه مباحث اخلاقى است.
همچنين تلاش مىشود همه مفاهيم اخلاقىِ دينى در همين قالب تفسير و توجيه شود.
[١] - جهت آگاهى بيشتر از مجموعه ديدگاهها در باب تعريف و ماهيت تعليم و تربيت ر. ك: فلسفه تعليم و تربيت، دفترهمكارى حوزه و دانشگاه، جلد اول، بخش دوم