اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٢٨ - چهار موانع دوستى براى خداوند
در باره شيوه رفع بدبينى ديگران از خود، امام على ٧ به مالك اشتر مىفرمايد:
و اگر رعيت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشكارا با آنان در ميان گذار، و با اين كار از بدگمانىشان درآر؛ كه بدين رفتار، خود را به عدالت خوى داده باشى و با رعيت مدارا كرده و با عذرىكه مىآورى، بدانچه خواهى مىرسى و آنان را بهراه حق درمىآورى.[١]
آرى، خوشبينى همواره پسنديده نيست، بلكه گاه نابهجا و ناپسند است؛ مثلًا خوشبينى در روزگارى كه ظلم و فساد بر حق و صلاح غلبه دارد، چيزى جز خودفريبى نيست؛ چنانكه امام على ٧ فرمود: «اگر بدكارى بر زمانه و مردم آن غالب شود و كسى به ديگرى گمان نيك برد، خود را فريفته است.»[٢] در جاى ديگر در نكوهش خوشبينى به دشمنان، به مالكاشتر هشدار مىدهد: «بعد از صلح با دشمنت از او سخت بر حذر باش؛ زيرا گاه دشمنْ خود را به تو نزديك مىكند، تا غافلگيرت سازد. پس دورانديش و محتاط باش و به دشمن خوشبين مباش.»[٣]
چهار. موانع دوستى براى خداوند
مراد از موانع محبت در راه خدا در اينجا، موانعى است كه خود صفات نفسانىاند. از شاخصترين اين قبيل موانع، حسادت و حقد و كينهتوزى است.
١. حسادت: حسادت نزد ارباب لغت، عبارت از اين است كه انسان در دل تمنّاى محروميت كسى را از نعمتى كه استحقاق آن را دارد، داشته باشد.[٤] عالمان اخلاق در شرح بيشتر اين مفهوم گفتهاند: حسد، يعنى آرزوى زوال نعمتى را كه صلاح فرد مسلمان در برخوردارى از آن است، داشتن. در اين تعريف دو عنصر معتبر دانسته شده است: نخست اينكه فرد تمنّاى زوال آن نعمت را از ديگرى در دل داشته باشد و ديگر آنكه، برخوردارى از آن نعمت براى او مصلحت داشته باشد. ولى هرگاه آرزوى او داشتن نعمتى باشد كه ديگرى از آن برخوردار است، به چنين حالتى «غبطه و منافسه» گفته مىشود؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد: «و در اين [نعمتها] مشتاقان بايد بر يكديگر پيشى گيرند.»[٥] و اگر نعمتى را كه تمنّاى
[١] - نهجالبلاغه، نامه ٥٣
[٢] - همان، حكمت ١١٤. همچنين ر. ك: كلينى: كافى، ج ٥، ص ٢٩٨، ح ٢؛ حرّانى: تحفالعقول، ص ٣٠٢
[٣] - همان، نامه ٥٣
[٤] - راغب اصفهانى: مفردات الفاظ القرآن، ص ١١٦
[٥] - سوره مطففين، آيه ٢٦