اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٥٩ - مقدمه
مقدمه
ويژگىهاى انسان كامل كه توجيه حكيمانه خلقت هستى، در گرو تحقق او است، كداماند؟
انسان خداپسند چگونه مىانديشد و چه مشخصههاى نفسانى دارد؟ و در حوزههاى مختلف رفتارى چگونه عمل مىكند؟ مناسبات ميان انديشه، روان و رفتار آدمى، در اخلاق اسلامى چگونه سامان داده مىشود؟
آيا در بين مفاهيم و حوزههاى مختلف اخلاقى، تقدّم و تأخّرى وجود دارد؟ بهعبارت ديگر، آيا از منظر اخلاق اسلامى هر يك از مفاهيم اخلاقى، بهويژه مفاهيم نفسانى، با توجه به كاركردى كه در تحقّق انسان الهى دارند، جايگاه ويژهاى در ساختار كلان نظام اخلاقى اسلام به خود اختصاص دادهاند؛ بهطورى كه بتوان بناى نظاممندى از اخلاق اسلامى را تصوير كرد؟ آيا مفاهيم اخلاق اسلامى مهرههاى بيگانه و گسسته از يكديگرند و ترتيب و آرايش خاصى بر آنها حكومت نمىكند؟ در صورتى كه فضايل اخلاقى در ساختار اخلاق اسلامى، جملگى در صدد تحقق مقصد خاصى باشند، رأس مخروط نظام اخلاقى اسلام كه همه فضايل ديگر مقدمه وصول به آناند و به سوى آن جهت گيرى شدهاند و محور انسجام آنها است، كدام فضيلت است؟ و سرانجام اينكه، انسان ارزشمند و خداپسند در حوزههاى مختلف (اقتصاد، سياست، معاشرت، روابط جنسى، زندگى خانوادگى، علمآموزى، معلّمى، بهداشت و ...) چه ويژگىهايى دارد؟
اين بخش عهدهدار توصيف و شناسايى انسان خداپسند و نمونه در قالب پاسخگويى به پرسشهاى بالا است. در اين بخش مفاهيم عام اخلاقى كه اختصاص به ساحتى از زندگى انسان ندارند، اعم از فضايل و رذايل، مورد مطالعه قرار مىگيرند.
پيش از ورود به اين مباحث لازم است به برخى موضوعات مقدماتى و كليات كه پيشفرضهاى فلسفى، كلامى و انسانشناختى اخلاق اسلامىاند، اشاره داشته باشيم.
١. پيشفرضهاى فلسفى: از جمله پيشفرضهاى فلسفى اخلاق اسلامى اين است كه