اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٠٧ - ٧ مداومت بر عمل
بيمارى اخلاقى به جهت استحكام آن مرتفع نگشت، بايد خود را با انواع تكاليف سخت و رياضتهايى كه موجب تضعيف ريشه اين رذيله اخلاقى شود، در رنج و زحمت بيندازد و اين مرحله مشابه سوزاندن و قطع عضو در مداواى جسمانى است كه آخرين مرحله است.[١]
همانطور كه مشهود است، در شيوه تربيت اخلاقى علماى اخلاق، عمل و ممارست مورد عنايت ويژه است. بنابراين مىتوان شيوههاى تحقق اين روش را در موارد ذيل بيان كرد:
الف. تمرين و عادت دادن: بدون آنكه بخواهيم وارد مباحث «عادت» از جهت فلسفه اخلاق- مثل اين بحث كه آيا فعل اخلاقى با حاكميت عادت از اخلاقى بودن خارج مىشود يا نه؟[٢]- يا از جهت بعد روان شناختى- مثلًا عادت چيست، چند نوع است و چگونه بهوجود مىآيد[٣]- بشويم، در اينجا مقصود آن است كه با تمرين و تكرار، مىتوان به مرتبهاى رسيد كه فضايل اخلاقى تبديل به ملكات شوند؛ چنانكه حضرت على ٧ فرموده است:
العادة طبع ثانٍ؛[٤]
«عادت، طبيعت و سرشت دوم انسان است.»
براى تمركز تربيت در مبادى عالىتر و مكارم اخلاق نيز لازم است مقدارى عادات جسمانى و روانى و اخلاقى پسنديده براى متربى حاصل شود، تا اراده و صرف انرژى بيشتر از توجه به آنها آزاد گردد.
در مورد شيوه تربيتى اسلام در اين موضوع دو نكته قابل توجه است: نخست آنكه مداومت و استمرار عمل در فرايض و واجبات دينى تا حدى داراى اهميت است كه براى ترك عمل، قضاى آن و گاهى نيز كفّاره لازم مىشود. در امور اخلاقى نيز مىتوان با «نذر و عهد و قسم» فعل اخلاقى را براى خود به صورت يك فريضه درآورد؛ هرچند از اين شيوهها نبايد زياد استفاده شود، زيرا موقعيت خود را از دست مىدهد و يا بر انسان بسيار شاق مىگردد. البته مىتواند به صورت معمولى نيز با خود تعهد كند اين فعل اخلاقى را بهطور مرتب انجام دهد، تا ملكه آن در نفس راسخ شود. دوم توجه به كيفيت عمل است. در اسلام بدنه عمل مقصود نهايى نيست؛ خصوصاً فعل اخلاقى از ديدگاه اسلام بايد داراى مبادى اخلاقى خاص، مانند نيّت صحيح، شكل صحيح عمل و توجه به لوازم عمل (مثل آنكه پس از
[١] - جامع السعادات، ج ١، صص ٩٧ و ٩٨
[٢] - ر. ك: استاد مطهرى: تعليم و تربيت در اسلام، ص ٧٥
[٣] - ر. ك: احمد صبور اردوبادى: معماى عادت
[٤] - غررالحكم، فصل ٢، ص ٣٢٢