اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٠٩ - ٧ مداومت بر عمل
و جسورانه انجام داد، تا ترس زايل شود. حضرت امير ٧ مىفرمايد: «هنگامى كه از چيزى ترسيدى، خود را در آن بيفكن؛ زيرا گاهى ترس از چيزى از خود آن سختتر و ناگوارتر است.»[١]
نكته تربيتى قرآن در اين شيوه، آن است كه ترك عادات بد و رذايل اخلاقى به يكباره ممكن نيست و بايد به صورت مرحلهاى و تدريجى انجام گيرد. در مورد شرابخوارى، ربا، قماربازى و برخى امور ديگر، قرآن مقابله تدريجى را در پيش گرفته است.
ج. ابتلا و امتحان: «ابتلا» از ريشه «بَلَى» به معناى فرسودن است و ابتلا يعنى آزمودن؛ از اين جهت به آن ابتلا مىگويند كه گويى در اثر كثرت آزمودن، فرسوده مىگردد. ابتلا در مورد افراد دو نكته را در بر دارد: نخست آگاهى و شناخت نسبت به آنچه مجهول بوده است، دوم ظهور نيكويى يا بدسرشتى فرد.[٢] تعبير امتحان نيز به نوع ابتلا و آزمايش اطلاق مىشود.[٣] امتحان و آزمايش همواره به وسيله عمل است؛ زيرا ابتلا جز با عمل معنا نمىيابد و در صحنه عمل است كه صفات باطنى انسان ظاهر مىشود و استعدادها از قوه به فعليت در مىآيد. به همين جهت ابتلا و امتحان فيزيكى از شيوههاى عملى يا مداومت بر عمل است. تفاوت آن با تمرين و عادت دادن در اين است كه تمرين براى ايجاد ملكه نسبت به يك فضيلت اخلاقى معين است، امّا در شيوه ابتلا، مقصودْ قرار گرفتن در كام عمل و سختىها و فشارها است. بر اساس اين شيوه، مربى بايد متربى را در كام عمل بيفكند تا خودش پستىها و بلندىها را درنوردد و با تلخ و شيرين در آويزد و از ميدان سربلند بيرون آيد. متربى خود نيز مىتواند مستقلًا به چنين شيوهاى گردن نهد و عمل كند.
كلام مرحوم علامه طباطبائى در الميزان، در باره جهت تربيتى ابتلائات الهى، قابل توجه است:
... بنابراين تربيت عام الهى براى انسان از جهت دعوت او به حسن عاقبت و سعادت، امتحان است؛ زيرا حالات فرد را آشكار و متعين مىسازد كه آيا اين شخص اهل كدام عالم است: عالم ثواب و پاداش يا عالم عقاب و مجازات. و از اينرو خداوند متعال تصرفات خودش را به صورتهاى تشريع و توجيه حوادث، بلا و ابتلا و فتنه مىنامد؛ مثلًا به صورت عام مىفرمايد: إِنّا جعلنا ما على الأَرض زينةً لها لنبلوَهم أَيّهم احسن عملًا.[٤] يا
[١] - اذا هبت امراً فقع فيه فانّ شدة توقّيه اعظم ممّا تخاف منه.( نهجالبلاغه، خ ١٧٥)
[٢] - المفردات
[٣] - همان
[٤] - سوره كهف، آيه ٧